نقش وسایل کمک آموزشی در تدریس ریاضیات

 

مفهوم وسايل كمك آموزشي :

هر چه كه بتواند كيفيت تدريس ويادگيري را افزايش دهد وسيله اي براي كمك به آموزش است . رسانه هاي نوشتاري از اولين رسانه هايي بودند كه در  تعليم و تربيت از آنها استفاده مي شده است ، و سپس رسانه هاي ديگري از قبيل تصاوير ، نقشه ها ، اسلايد ، فيلم ، تلويزيون  و بسياري از رسانه هاي ديگري كه وارد جريان تعليم وتربيت شده اند  .

اهميت وسايل كمك آموزشي :

تحقيقاتي كه تا به حال به عمل آمده است نشان مي دهد كه از طريق تدريس معمولي تنها  % 30 مطالب از مطالب مورد تدريس ياد گرفته مي شود در حالي كه اگر يادگيري با استفاده صحيح از وسايل ارتباطي به عمل آيد ميزان يادگيري افراد را تا % 75 بالا مي برد .

درس رياضيات از جمله دروسي است كه داراي وسايل كمك آموزشي زيادي چه دست ساز و چه آماده بوده و عدم استفاده از آنها نقش بسياري بر افت تحصيلي اين درس خواهد داشت .

فوايد استفاده ازوسايل كمك آموزشي :

1- وسايل كمك آموزشي بازده آموزشي را از لحاظ كمي و كيفي افزايش مي دهد .

2- وسايل كمك آموزشي مي تواند يادگيري را انفرادي كند .

3- وسايل كمك آموزشي آموزش را با قدرت بيشتري عملي مي سازد .

4- وسايل كمك آموزشي دسترسي به فرهنگ و آموزش را به طور يكسان براي همه ميسر مي سازد .

5- وسايل كمك آموزشي اساس قابل لمس است و يادگيري را تسريع مي نمايد .

چگونه به دانش آموزم مهارت حل مسئله بیاموزم؟

 
 

ریاضی نقش ویژه‌ای در آموزش رسمی و همگانی دارد. تمام برنامه‌های مواد درسی
 در هر مقطع تحصیلی، شامل حداقل چند ساعت آموزش ریاضی است.
 توجیه اصلی این مهم، تأثیر ریاضی در ایجاد قدرت تفکر و استدلال، نظم فکری، قوه‌ی ابتکار و سرانجام، نیاز به ریاضی برای رفع مشکلات یعنی، درک مفاهیم ریاضی و توانایی کاربرد آن در دنیای حاضر است.ریاضی در تمام مقاطع تحصیلی، در هر رشته و در هر پایه نقش کلیدی دارد، همچنین در زندگی هر فرد نیز نقش اساسی دارد.انسان روز خود را که آغاز می‌نماید از همان ابتدا به نقش سودمند ریاضی نظیر محاسبات، ارتباطات، تفکرات و... نیاز مبرم دارد.پس بهتر است به جای تبدیل ریاضی به برخی فرمول‌های فراموش شدنی آن را به درسی ملموس و دست یافتنی در زندگی تبدیل نماییم. به این منظور بایستی ابتدا دانش آموزان را باضرورت وجود ریاضی در زندگی‌شان آشنا کنیم، مثلاً می‌گوییم شما چگونه شماره‌ی تلفن منزل‌تان را می‌گیرید؟ سپس با گرفتن جواب از دانش‌آموز که با عدد ...و...و... می‌گوییم خوب پس برای این‌که بتوانید به راحتی با جایی تماس بگیرید، باید اعداد را شناخته باشید.
مقدمه
به اعتقاد بلوم، آنچه تعیین کننده انگیزش (ویژگی‌های ورودی عاطفی) فراگیرنده برای یادگیری یک مطلب آموزشی است، تصورات او از موفقیت‌ها و شکست‌هایی است که در گذشته از دروس مشابه یا درس تازه کسب کرده است. تصور فراگیرنده درباره موفقیت یا شکست در یک مطلب یادگیری، مبتنی بر تجاربی است که او از آن مطلب یا مطالب مشابه گذشته، با شکست مواجه شده است. احتمالاً در مورد مطلب بعدی با نوعی عاطفه منفی روبه‌رو خواهد شد و پدیدار شدن عاطفه منفی در درس خاص مثل ریاضی، به مرور زمان به پدید آمدن عاطفه منفی نسبت به آموزشگاه منجر خواهد شد و چنانچه این وضع ادامه یابد، سبب پدید آمدن مرحله حادتری می‌گردد که حاکی از تصورات کلی فراگیرنده نسبت به ناتوانی او در زمینه یادگیری آموزشگاهی است.
در این مرحله، فراگیرنده احساس می‌کند که باید درس و آموزشگاه را رها کند. زیرا استعداد درس خواندن ندارد. بنابراین بیشترین شکست‌ها و ناکامی‌ها را در درس ریاضی می‌بینیم. چون این درس از مقطع ابتدایی شروع می‌شود و فراگیر مفاهیم پایه و اصلی را در این مقطع فرا می‌گیرد. لازم است معلمان این مقطع به جای وارد کردن فرمول‌ها و مفاهیم انتزاعی فراموش شدنی در ذهن کودک، سعی کنند این درس را از طریق مراحل مجسم و نیمه مجسم و استفاده از وسایل کمک آموزشی مناسب در محیطی دلنشین به فراگیر آموزش دهند که کودک تجربه‌ای موفق از این درس در خاطرش باقی بماند و از همین ابتدا به این درس علاقمند شود.
البته نقش معلمان پایه‌های بالاتر هم در این خصوص نباید فراموش شود تا دانش‌آموزان دچار سرخوردگی و ناکامی نشوند و همیشه از درس ریاضی ترس و دلهره نداشته باشند.
برای پرداختن به موضوع مقاله ابتدا به معنی و مفهوم ریاضی می‌پردازیم.
ریاضی : واژه‌ی ریاضی در لغت به معنای علمی اطلاق می‌شود که درباره‌ی مقادیر و اعداد بحث می‌کند و بر حساب و جبر و مقابله و هندسه اطلاق می‌شود.

چرا ریاضی برای دوره‌ی آموزش همگانی درنظر گرفته شده است؟
ریاضی دیگر نه تنها به نخبگان تعلق ندارد، بلکه هر شهروندی برای بهتر زندگی کردن به درک معقولی از ریاضی و توانایی کاربرد آن نیاز دارد. با این حال، سؤال مهمی که برنامه‌ریزان درسی باید به آن جواب دهند، تعیین و انتخاب محتوای مناسب است. ریاضیاتی که امروزه در مدارس متداول است با ریاضیات صدسال پیش تفاوت دارد، در واقع پیش‌بینی وجود چنین ریاضیاتی در قرن گذشته امری ناممکن به نظر می‌رسید، همچنان که این پیش‌بینی برای صدسال آینده نیز محال است.
در تدریس ریاضی دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد که در این‌جا به برخی از آن‌ها می‌پردازیم.
1-دیدگاه سنتی تدریس ریاضی
هدف از آموزش مفاهیم و مهارت‌ها، ایجاد توانایی حل مسئله در فراگیران است و پاسخ نهایی بیش از فرایند حل مسئله اهمیت دارد. در این دیدگاه به روش‌هایی که در حل مسئله مورد استفاده قرا می‌گیرد، توجه شده است، شرودر و لنستر این دیدگاه را، تدریس ریاضی برای حل مسئله می‌نامند، حل مسئله یکی از مبانی بنیادی ریاضی می‌باشد که برای روشن شدن بهتر موضوع به این مطلب می‌پردازیم.
-چگونه مسائل را آسان حل کنیم؟
مهارت حل مسئله یک بخش مهم از برنامه‌ی آموزش ریاضی است. ارائه راه‌های متعدد به دانش‌آموزان که بتوانند فرایندهای تفکر و یادگیری را کنترل کنند در کمک به آنان برای مسئله حل کننده می‌تواند مؤثرتر باشد.
در بیشتر محیط‌های آموزشی کشور، رسم بر این است که معلمان مسائل را برای دانش‌‌آموزان حل کنند و دانش‌آموزان هم وظیفه دارند، راه حل آنان را پی بگیرند.
چنین شیوه‌ای سبب می‌شود، دانش‌آموزان بیشتر به حفظ کردن فرمول‌های حل مسئله بپردازند؛ در حالی که حفظ کردن صِرف فرمول ها، امکان تعمیم قاعده حل مسئله را فراهم نمی‌کند. اگر بیشتر فعالیت‌ها صرف به یاد سپردن فرمول‌های حل مسئله شوند، کار بسیار ضعیفی صورت گرفته است؛ زیرا، راه‌حل حفظ شده، به زودی فراموش می‌شود و معنی و مفهوم ویژه‌ای به وجود نمی‌آورد.
نکته بعد آن است که درک و فهم اندکی از قاعده حل مسئله، برای حل مسائلی که اولین‌بار با آن‌ها روبه‌رو می‌شویم، مانع ایجاد می‌کند. باید توجه کرد که حل مسائل نمونه، زمینه را برای یادگیری حل مسائل دشوارتر ، هموار نمی‌کند.برای آن‌که بتوانید مسائل دشوارتر را حل کنید، باید بتوانید مسئله را تعریف کنید و طرح یا نقشه‌ای برای حل آن بریزید. سپس، طرح یا نقشه آماده شده را برای دستیابی به پاسخ، اجرا کنید. هدف نهایی حل مسئله آن است که بتوانید، دانش خود را به صورتی چندگانه، در موقعیت‌های جدید به کار ببرید و برای حل مسائل از قبل راه‌های مؤثر و مبتکرانه بیابید.از راه‌های متعددی می‌توان به حل مسائل پرداخت. شما باید خود را از قید یک راه حل محدود رها کنید و راه‌حل‌های متفاوتی را برای مسائل خود برگزینید.
الگوی حل مسئله:
-مسئله را به دقت بخوانید.
فهرستی از معلوم‌ها و مجهول‌ها فراهم آورید-خواسته و سؤال مسئله را مشخص کنید.
-اطلاعات لازم را برای طرح نقشه فراهم آورید.
-اجرای نقشه برای حل مسئله.
اگر مسئله پیچیده است می‌توانید آن را به چند جزء قسمت کنید. اگر در راه حل خود با مشکل یا مانعی روبه‌رو شدید، هراسان نشوید، تلاش کنید راه دیگری را آزمایش کنید.
-پیشنهاد پاسخ برای مسئله
نقشه خود را پیگیری کرده و با انجام محاسبات جوابی برای مسئله پیشنهاد کنید. زمانی که گام‌ها طی شده را از نو ردگیری می‌کنید، کارتان بسیار آسان می‌شود.
-اعمال خود را کنترل کنید.
این گام، شامل بررسی منطقی و عقلانی بودن پاسخی است که آماده کرده‌اید. اگر در بررسی پاسخ مسئله دیدید که جواب مسئله با «مطلوب» تناسب ندارد، اعمال پیشین خود را یکایک وارسی کنید و برای رسیدن به پاسخ مناسب مجدداً بکوشید. رشد معلم(2) آبان 1382
2-دیدگاه دوم در تدریس ریاضی
چگونگی حل مسئله بدون در نظر گرفتن محتوا یک مهارت فرض شده است و معلمان انواع مراحل حل مسئله را برای دانش‌آموزان توضیح داده و سپس با حل چند مسئله‌ی نمونه آنان را با چگونگی حل مسئله آشنا می‌کنند، لستر شرودر آن‌را تدریس درباره‌ی حل مسئله نامیده.
3-دیدگاه سوم
در این دیدگاه حل مسئله به صورت یک فرایند پویا و مستمر در نظر گرفته شده است که در آن محصول نهایی، یعنی جواب مسئله به اندازه‌ی روش‌ها، مراحل و راهبردهای استفاده شده به وسیله‌ی فراگیران اهمیت ندارد و تدریس ریاضی ممکن است موقعیتی ایجاد کند تا فراگیران به طور خلاق و فعال مسائل ریاضی را حل کنند.
چنین دیدگاهی توانایی فراگیری و استفاده از استدلال‌های ممکن را با تدریس چگونگی آن در اختیار فراگیران قرار می‌دهد، به این منظور، باید فهمید که دانش‌آموزان چگونه حل مسئله را یاد می‌گیرند، به عبارتی آیا آنان تفکر فراشناختی دارند؟
فراشناخت چیست؟
شناخت، توصیف‌کننده‌ی فرایندهایی چون تشکیل مفاهیم، استدلال زبان، تعمیم و تفکر است که یادگیرنده به وسیله آن‌ها اطلاعاتی درباره محیط کسب می‌کند. فراشناخت بر پایه‌ی شناخت و نظریه شناخت‌گرایی شکل گرفته است که این مفهوم اولین‌بار به وسیله‌ی جان فلاول به منزله دانش فرد در مورد فرایندها و تولیدات شناختی توصیف شده است.در مقایسه‌ی شناخت و فراشناخت می‌توان گفت: شناخت با فعل و انجام دادن درگیر است، اما فراشناخت با انتخاب و طراحی آنچه می‌خواهد انجام شود و کنترل آن چیزی که انجام می‌شود مرتبط است.
در ادبیات ریاضی، متخصصان از اصطلاح فراشناخت در حیطه‌های متعدد مثل دقت، هوش مصنوعی، ادراک، پردازش اجتماعی و ریاضیات استفاده کرده‌اند.

فراشناخت در آموزش ریاضی
توانایی دانش‌آموزان در تفکر قابل انعطاف ممکن است به وسیله‌ی معلمان با الگوسازی تفکرشان، دادن فرصت به دانش‌آموزان برای حل مسئله و کمک به آنان برای آگاهی از فرایندهای ذهنی خویش هنگام حل مسئله‌های ریاضی گسترش یابد. این فرایند تجزیه و تحلیل تفکر که همان فراشناخت است شامل تفکر درباره‌ی چگونگی پرداختن به یک مسئله، راهکار مورد استفاده برای یافتن یک راه حل و سؤال‌هایی که ما از خودمان درباره‌ی مسئله می‌کنیم است.
-دانش فرد درباره شناخت خود به چه میزان است؟
الف-توانایی سپردن اطلاعات به حافظه بدون خطا
ب-چگونگی فهم موضوع تدریس
ج-توانایی فهم محتوای ریاضی و کاربرد آن
ویژگی‌های یک مسئله خوب
مسئله خوب سبب می‌شود که فراگير آگاهانه در پی یافتن راه حل باشد و کسی که مسئله را حل می‌کند باید هدف مسئله را به خوبی درک کند تا برای حل آن اقدامات مناسبی انجام دهد. مسائل جالب و بامعنی به کودک امکان می‌دهد تا دانش عملی خود را با روش‌های جدید به کار گیرد. بنابراین مسائل خوب، تحریک کننده و قابل فهم است. مسائل باید با سطح پیشرفت فراگيران متناسب باشد و در طرح آن باید توانایی و میزان تجربه‌ی فراگيران مدنظر باشند. مسائل خوب باید از نظر پیچیدگی در سطوح متعدد با روش‌های گوناگون و با استفاده از راه‌حل‌های متفاوت قابل حل باشد.
ممکن است یک فراگيرمسئله‌ای را با روش آزمایش و خطا حل کند. در حالی که فراگير دیگر همان مسئله را با استفاده از استدلال استقرایی (از جز به کل) حل کند. مسایلی که از نظر مشکل بودن سطوح متعددی دارند به فراگير امکان می‌دهند تا روش‌ها و راه‌حل های گوناگون را تجربه کند. در این‌جا به ذکر یک‌نمونه مسئله خوب پرداخته‌ایم؛
یک مجموعه ده‌تایی از یک نوع شیء وجود دارد. دو فراگير بازیگران این بازی هستند. آنان باید به نوبت از این مجموعه یک یا دو شیء بردارند و این کار را ادامه دهند تا شیءای روی زمین نماند. منظور از این بازی این است که آخرین نفر که شیء را بر می‌دارد برنده است. یک کودک چهارساله برای انجام این بازی (مسئله) به طور شانسی تصمیم می‌گیرد (آزمایش و خطا) و اگر هم برنده شود، تعجب می‌کند ولی کودک شش ساله فوراً تشخیص می‌دهد که تعداد اشیاء برداشته شده نتیجه‌ی بازی را مشخص می‌کند و این نمونه مسئله به کودکان امکان می‌دهد درک خود را از ارقام افزایش دهند.
در مسائل خوب برای خردسالان از چیزهای دست یافتنی استفاده می‌شود و فقط تعداد کمی از مسائل ذهنی هستند.بازخورد فوری و نتایج قابل مشاهده به کودکان اطلاعاتی می‌دهند تا آن‌ها را در تصمیم‌گیری‌های بعدی خود به کار ببرند.برای آن‌که دانش آموز فردی مستقل بار بیاید و کمتر به معلم متکی باشد باید خودش قادر باشد موفقیت خود را تشخیص دهد و راه حل خود را ارزشیابی کند. از این‌رو معلم می‌تواند بیش از آن‌که نقش یک متخصص را ایفا کند به دانش آموز کمک و راهنمایی کند.
مثال :
برای طراحی یک مسئله معلمان می‌توانند این سؤالات را مدنظر قرار دهند:
1-آیا مسئله برای سن فراگيران بامعنا و جالب است؟ آیا به فراگير امکان می‌دهد تا دانش خود را در موقعیت جدید به کار گیرد؟
2-آیا مسئله به آسانی قابل فهم است؟
3-آیا فراگير ملزَم به تصمیم‌گیری می‌شود؟
4-آیا مسئله از نظر پیچیدگی در سطوح گوناگون قابل حل است؟
5-آیا فراگيران می‌توانند برای جمع‌آوری اطلاعات و حل مسئله به نحو واقعی عمل کنند؟
6-آیا فراگير می‌تواند راه حل را ارزیابی کند؟
7-آیا فراگير فرصت همکاری با دیگران را دارد؟
8-آیا فراگير می‌تواند بازتاب اقدامات خویش را مشاهده کند؟

يكي از اهداف دبستان نسترن تقويت درس املا

مقطع ابتدايي زير بناي مقاطع ديگر تحصيلي مي باشد و در مقطع ابتدايي نيز پايه اول اساس پايه هاي ديگر مي باشد و هر چقدر دانش آموزان در اين پايه بهتر آموزش ببينند در پايه هاي ديگر راحت تر هستند و بالعکس ; در پايه اول دو درس رياضي و فارسي ( قرائت فارسي و املاي فارسي کليدي هستند و بيشترين ساعات به اين دو درس اختصاص مي يابد و از بين دو درس ذکر شده درس فارسي از اهميت دو چنداني برخوردار مي باشد. به طوري که بدون يادگيري درس فارسي ، يادگيري دروس ديگر تقريبا غير ممکن مي باشداز اين رو مراحل آموزش نوشتن را جهت مرور در ذهن بيان مي نماييم : .

مراحل آموزش نوشتن داراي پنج مرحله مجزاست

- آموزش نوشتن غير فعال ( رونويسي )2- آموزش نوشتن نيمه فعال ( املا )3- آموزش نوشتن فعال پايه يک ( کلمه سازي ) 4- آموزش نوشتن فعال پايه دو( جمله سازي)5- آموزش نوشتن فعال (خلاق )انشا و انواع آن

 با توجه به  اين كه مشکل دانش آموزان در مرحله آموزش نوشتن نيمه فعال (املا) است به آموزش املا مي پردازيم. مهارت املا نويسي به معني توانايي جانشين کردن صحيح صورت نوشتاري حروف ، کلمات و جمله ها به جاي صورت آوايي آنهاست. دانش آموزان بايد به اين مهارت دست يابند تا بتوانند به خوبي بين صورت تلفظي کلمه ها و حروف سازنده آن ها پيوند مناسبي برقرار کنند بدين ترتيب زمينه لازم براي پيشرفت آنان در درس هاي جمله نويسي، انشا و به طور کلي مهارت نوشتن بهتر فراهم مي شود، دانش آموزان هنگام نوشتن املا بايد نکاتي را در باره صداهايي که بوسيله معلم در قالب کلمات و جمله ها بر زبان جاري مي شود رعايت نمايند :

الف) صداها را خوب بشنوند ،کلمه را کاملا تشخيص داده و درک کنند. ب) کلمات را خوب تشخيص دهند آنها را به خاطر بياورند و تصوير آنها را مجسم کنند و همچنين کلمه صحيح را در ذهنشان بازشناسي کنند. ج) کلمات را درست بنويسند ، حروف سازنده کلمه را صحيح بنويسند و کلمه را به درستي بازنويسي کنند واز توالي حروف به صورت مناسب استفاده کنند .

اشکالات املائي دانش آموزان که از ديدگاه زبان شناختي بر اثر اشکالات رسم الخطي ، تاثير لهجه و گويش محلي دانش آموزان و فرايندهاي آوايي حذف ، تبديل ، افزايش و قلب به وجود مي آيند از ديدگاه روان شناختي از موارد زير سرچشمه مي گيرند : الف) ضعف در حساسيت شنوايي ، مثال : ژاله - جاله ، ب) ضعف در حافظه شنوايي ، مثال جا انداختن کلمات ، ج) ضعف در حافظه ديداري ، مثال حيله - هيله ، د) ضعف در حافظه توالي ديداري ، مثال مادر - مارد 5) قرينه نويسي ، مثال ديد ،و) وارونه نويسي ، مثال ديد ،ز) عدم دقت ، مثال : گندم - کندم ،ح)نارسا نويسي ، مثال رستم - رسم

 املا

روش تدريس املا

املا يعني نوشتن مطلبي که ديگري بگويد يا بخواند . درس املا در برنامه آموزشي دوره ابتدايي اين اهداف را در بر مي گيرد: 1- آموزش صورت صحيح نوشتاري کلمه ها و جمله هاي زبان فارسي 2- تشخيص اشکالات املايي دانش آموزان و رفع آنها 3 -تمرين آموخته هاي نوشتاري دانش آموزان در رونويسي.

 بديهي است با نوشتاري که با غلط هاي املايي همراه باشد ارتباط زباني بين افراد جامعه بخوبي برقرار نميشود. بنابراين ، لزوم توجه به اين درس کاملا روشن است علاوه بر اهداف فوق ، املا نويسي ، دانش آموزان را ياري مي کند تا مهارت هاي خود را در اين زمينه ها تقويت نمايند: 1- گوش دادن با دقت ، 2- تمرکز و توجه داشتن به گفتار گوينده ( معلم ) ، 3- آمادگي لازم براي گذر از رونويسي (نوشتن غيرفعال ) جمله نويسي و انشا (نوشتن فعال)

 نکات برجسته روش آموزش املاي فارسي :

1 -توجه بيشتر به وجه آموزشي درس املا نسبت به وجه آزموني آن، 2- انعطاف پذيري در انتخاب تمرينات در هر جلسه املا ،3- توجه به کلمات به عنوان عناصر سازنده جمله هاي زباني، 4- ارتباط زنجير وار املاهاي اخذ شده در جلسات گوناگون

 

معيارهاي ارزشيابي

 

عناصر ديگر روش آموزش املا، را به اين صورت هم ميتوان مرحله بندي کرد :

گام اول، انتخاب متن املا و نوشتن آن روي تخته سياه و خواندن آن

گام دوم ، قرائت املاتوسط معلم و نوشتن آن توسط دانش آموزان

گام سوم ، تصحيح گروهي املاها و تهيه فهرست خطاهاي املايي

گام چهارم ، تمرينات متنوع با توجه به اولويت بندي اشکالات املايي استخراج شده.

 انتخاب متن : در انتخاب متن املابه موارد زير توجه شود : 1- متن مورد نظر حاوي جمله باشد و از انتخاب کلمه به تنهايي خودداري شود. 2- کلمات سازنده جملات متن از حروفي تشکيل شده باشند که قبلا تدريس شده اند. 3- کلمات خارج از متن کتاب هاي درسي ، از 20 درصد کل کلمات بيشتر نباشد.4- علاوه بر جملات موجود در کتاب هاي درسي ، با استفاده از کلمات خوانده شده ، جملات ديگري هم در نظر گرفته شوند . 5- در هر جلسه از کلماتي که در جلسات قبلي براي دانش آموزان مشکل بوده اند نيز استفاده شود تا بتوان درجه پيشرفت شاگردان را اندازه گيري کرد.

 قرائت:معلم متن املا را از روي تابلو پاک کرده ، پس از آماده شدن دانش آموزان ، آن را با صدايي بلند و لحني شمرده و حداکثر تا دو بار قرائت مي کند . البته هنگام قرائت متن املااز خواندن کلمه به کلمه خودداري کرده ، متن را به صورت گروههاي اسمي و فعلي يا جمله کامل قرائت مي کند تا دانش آموزان با بافت جمله و معناي آن آشنا شوند . متن املا را با سرعت مناسب تکرار مي کند تا کند نويسان هم ، اشکالات خود را بر طرف نماند .

 تصحيح گروهي : اين گام با مشارکت کامل دانش آموزان انجام مي شود و معلم بدون اشاره به نام آنان تک تک املا ها را بررسي و مشکلات را استخراج مي کند . به اين ترتيب که معلم املاي اولين دانش آموز را در دست مي گيرد و به کمک دانش آموز کلمات ياد شده را رونويسي مي کند. سپس املاي دومين ، سومين و تا آخرين دانش آموز کلاس را در دست مي گيرد و به کمک همان دانش آموز يا دانش آموز ديگري ، صورت صحيح غلط هاي املايي را روي تابلو ثبت مي کند . البته هر جا که غلط ها تکراري بودند جلوي اولين مورد آن يک علامت ( مثلا ) مي زند . در پايان با شمردن غلط ها ، اشکالات املايي دانش آموزان را اولويت بندي مي کند .

 تمرينات متنوع : در اين گام معلم با توجه به مهمترين و پر تعداد ترين اشکالات املايي دانش آموزان با بکار گيري انواع تمرينات حرف نويسي و کلمه نويسي و همچنين تمرينات کلمه سازي و جمله سازي به تقويت توان نوشتاري دانش آموزان مي پردازد .

 

 

املا

 

راههاي پيشنهادي براي تقويت املايي دانش آموزان ضعیف

 

با مطالعه اطلاعات جمع آوري شده در جلسه شوراي معلمان جهت تقويت املا با پيشنهادات متعدد همکاران مواجه شديم ، اين پيشنهادات از اين قرار بود : 1- دقت به مشق ( رونويسي ) و تصحيح غلط ها و رعايت خط زمينه 2- توجه به دست ورزي در دوره آمادگي 3- مطمئن شدن از شناخت حروف الفباي فارسي 4- بررسي دقيق تکليف شب در خانه 5- توجه بيشتر به دانش آموزان کند نويس 6 - پرهيز از حرکات اضافي موقع گفتن املا 7- استفاده از دانش آموزان ممتاز براي روخواني و تکرار و تمرين در کلاس 8- توجه به نوع نشستن 9- استفاده از کارت تند خواني 10 -ترکيب صامت و مصوت 11 -اطمينان از تلفظ صحيح حروفات توسط دانش آموزان 12- تصحيح املاتوسط خود دانش آموزان

 نتيجه گيري

اگر معلمان درس املا را همان طور که جدي مي گيرند روش تدريس آن را نيز مطابق با روش تدريس هاي ارائه شده در کتاب هاي مراکز تربيت معلم تدريس کنند، به نظر مي رسد دانش آموزان مشکلي در اين درس نخواهند داشت. گروههاي درسي نقش عمده اي در آشنايي و يادآوري روش تدريس املا را برعهده دارند. تا زماني که دانش آموزان در مهارت خواندن پيشرفت نکرده اند صحبت از املاو املا گفتن بي مفهوم خواهد بود. انتخاب معلمان پايه اول از بين معلمان فعال و پر انرژي کمک موثري به تقويت املادانش آموزان مي کند. هر چه تعداد شاگردان يک کلاس مخصوصا پايه اول کمتر باشد معلم مربوطه وقت بيشتري براي رسيدگي به دانش آموزان ضعيف در املاخواهد داشت. کمک گرفتن از اوليا فقط براي تکرار و تمرين بيشتر مي تواند در تقويت املاموثرباشد.

رضوان اخوان معاون آموزشي

 

ویژگی ها و راهکارهای حل مسایل کتاب ریاضی

معمولاً دانش آموزان در حل مسایل کتابهای درسی مشکلات عمده ای دارند.ازاین رولازم است راهکارهائی جهت حل مسائل کتاب «با داشتن ویژگی های مناسب» به شاگردان ارائه گردد.(۱۸ نکته کلیدی برای حل مسائل)

برخی از این راهکارها عبارتند از:

  1. شاگردان را باید هدایت کرد که مساله را بفهمند.برای این منظور بخواهدکه متن مساله را به دقت بخوانند و با زبان خودشان توضیح دهندکه مساله چه می خواهد وچه می گوید.(فهمیدن)
  2. از شاگردان بخواهید مشخص کنند که معلومات مساله چیست؟مجهول مسئله کدام است؟به عبارت دیگر معین کنند چه دارند و چه می خواهندو بعد راهی را که می توانند با استفاده از آن به حل مسئله اقدام کنند را حدس بزنند(انتخاب راهبرد حل مسئله)
  3. توضیح دهید که نحوه ی خواندن مسئله برای حل آن بسیار مهم است.کسانی که نتوانند درست بخوانند٬ مسئله را نخواهند فهمید ودر نتیجه نخواهند توانست آن را حل کنند.
  4. بخواهید که مسئله را عینی سازی کنند.بدین معنی که مثلأ گفته می شود علی ۲ سیب دارد٬ و مادرش به او ۳ سیب دیگر داد٬ حالا علی چند سیب دارد؟ در این مسئله فرد خودش و مادرش را در نظر بگیرد وتعداد سیب های داشته و گرفته را ملموس کند تا بهتر بتواند مسئله را درک کند.
  5. بخواهید تا خودشان در رابطه با راه حلی که به ذهن خودشان می رسد٬ مسئله ای بسازد.مثلأ مسئله ای را بسازد که از راه جمع حل می گردد.این موضوع به دانش آموزان کمک خواهد کرد تامفاهیم را بهتر درک کنند و یاد گیری آنها تقویت گردد.
  6. بخواهید که بعد از خواندن مسئله ٬پاسخ مسئله را حدس بزنند.این امر کمک میکند تا بیشتر به مسئله توجه کنند.
  7. یاد آوری نمائید که این مسئله ممکن است چند راه حل داشته باشد٬ که می توانند از هر راه حل استفاده نمایند.
  8. به دانش آموزان آموزش دهید که٬ هر علامت سوال درمتن مسئله ٬ یک جواب می خواهد.
  9. برای تمرکز بیشتر  دانش آموزان به آنان آموزش دهید٬زیر اعداد به کار رفته در مسئله خط بکشند.
  10. بخواهید که بعد از هر مسئله پاسخی را که به دست می آورند٬ با یک عبارت فارسی بنویسند که چیست.(جلو نویسی آنچه را که به دست آورده اند.)
  11. اگر خودتان مسئله طرح می کنید سعی کنید که صورت مسئله روشن و بدور از ابهام باشدتا شاگردان آن را راحت بفهمند.
  12. مسئله طرح شده باید با سطح اطلاعات و دانش شاگردان همخوانی داشته باشد.
  13. تا آن جا که امکان دارد٬ سعی کنید مسئله ای طرح کنید که صورت مسئله جنبه ی شهودی و تجربی داشته باشد.
  14.  مسئله ای که برای شاگردان طرح می کنید سعی کنید٬ برای آنها لذت بخش باشد.مورد علاقه ی آنها باشد٬ و فرصتها را برای کشف ریاضی ایجاد کند و قادر باشند از راه حل های مختلف حل کنند.
  15. به شاگردان اجازه دهید تا روشی را که خود پیشنهاد می دهند٬ جهت حل مسئله به کا ببرند.
  16. از مدل واقعی و ملموس جهت مسئله استفاده کنید.(تا جائی که ممکن است برای آنها شکل کشیده شود
  17. از اشکال٬ تابلو٬ نمودارها و نقشه های هندسی جهت درک بهتر مسئله استفاده کنید.
  18. ارتباط دادن یک مسئله ی مشکل و سخت با یک مسئله ی مشابه امکان حل آن را برای شاگردان ساده تر می کند.(راهبرد حل مسئله ساده تر)

 (بر گرفته از مقاله ریاضی بیست)

جمع آوری مطلب توسط آموزگاران کلاس پنجم:سرکار خانم ابراهیم و سرکار خانم نوروزی

مسئــــــــــــله

مسئله چيست وحل مسئله به چه چيزی اطلاق میشود؟

مسئله به موقعتی اطلاق می شود که در آن،فرد چیزی را طلب می کند ولی نمی داند که چگونه به طور مستقیم به آن دست یابد.اگر مسئله چنان ساده باشد که کودکان چگونگی یافتن پاسخ را بدانند یا بی درنگ آن را بیابند، درواقع نمی توان آن را مسئله نامید.

برای کسب مهارت در حل مسئله ؛فرد باید تمرین های زیادی انجام دهد.تحقیقات نشان داده است کودکانی که تعداد زیادی مسئله حل کرده اند؛درآزمون های حل مسئله نسبت به کودکانی که تعداد کمتری مسئله حل کرده اند؛امتیازات بیشتری کسب می کنند.این یا فته هاباعث شده است که بسیاری ازکتابهای درسی ومعلمان به یک برنامه ی حل مسئله که فقط مسا‌‌ئل را عرضه میکند روی آورند.کودکان انتظار دارند که حل مسئله صرفا" باحل کردن بدون راهنما یی یا بحثی در این زمینه یاد بگیرند.به این  سبب ممکن است صفحه ی نمونه ای از کتاب درسی کودکان باتمرینها یی از نوع زیر آغاز شود:

6754                               5479                                  3194

8968                               3477                                  5346

7629+                            6399+                                8877+


وپس از ان؛(( داستانی حاوی مسائل)) ما نند مسئله الف ظاهر میشود.                                                                

   الف)7809نفر ازمردم درروز دوشنبه تلوزیون تماشا می کنند.

9060نفر ازمردم در روز سه شنبه تلویزیون تماشا می کننند.

9924نفر ازمردم در روز چهارشنبهتلویزیون تماشا میکنند.

چند نفر درطول این سه روز تلویزیون تماشا می کنند؟

این که چنین مسائل  داستان گونه ای؛واقعا"برای بیشتر کودکان مسئله هستند یا خیر؛ جای بحث دارد.در واقع چنین مسائلی نوعی تمرین هستند که در قالب کلمات آمده اند . بزرگترین مشکل درزمینه ی محاسبات رخ می دهد .نوع محاسبات وانتخاب مناسب  آنها نیز مشخص است .اگر درس هفته ی گذشته مربوط به جمع بوده است مسئله را از طریق جمع کردن حل کنید؛ اگر بحث مربوط به تقسیم بوده است درمسئله به دنبال دو عدد بگردید وآنها رابر هم تقسیم کنید.مسائل در درجه ی اول موجب تکرار وتمرین مطالب تدریس شده می گردند؛به کمک ریاضیات می توان کم وبیش ((جهان  واقعی)) را در ذهن به نظم آورد.تعجبی ندارد که بچه هایی که این گونه آموزش دیده اند به سختی از عهده ی امتحانات بر ایند.زیرا در این روش مسائل به نحو مناسبی گروه بندی نشده است.مسئله ی« ب» را که نوع دیگری طرح شده است درنظر بگیرید:

ب)ارقام 1و2و3و4و5و6و7و8و9 رادر نظر بگیرید.هر کدام از آنها را دست کم یک بار به کار ببرید وازآنها سه عدد چهار رقمی بسازید؛ به طوری که این سه عدد9636شود .

برای به دست آوردن این جواب(یا جوابها)کودکان به کار کردن با عمل جمع اشتیاق پیدا می کنند.با این حال آنان مجبور می شونداعدادممکن بسیاری را به کار ببرند شانس بیشتری برای رسیدن به جواب خواهند داشت.برای مثال ؛اطلاع از این که مجموع سه عدد فرد باز هم عددی فرد است؛ به آنها کمک می کند تا از به کار گیری اعداد 1؛    و5 بایکدیگر در محل یکانهاخود داری کنند . کودکان مفروضاتی برای حل مسئله دراختیار دارند .اما جواب به یکباره آشکار نخواهد شد. ممکن است آنان مجبور شوند تعدادی از حالات ممکن راحدس بزنند وآنها را امتحان کنند .

تصمیم به جمع کردن  درمسئله ی الف؛برای اکثر کودکان  از طریق تکاپوی کودکان حاصل نمی شودوآنان در تعین آنچه که بایدانجام دهند؛به زحمت نمی افتند زیرامسئله صرفا"به یک تمرین محا سباتی تبدیل می شود وعملیاتی از طرق عمل جمع   راحاصل می کند .

آنان میدانندکه باید چه کاری انجام بدهند؛زیرا الگوی کلی از مسئله ی قبلی حاصل شده است.اما در مسئله ی دوم آنان میدانندکه باید چه کاری انجام بدهند؛زیرا الگوی کلی از مسئله ی قبلی حاصل شده است.اما در مسئله ی دوم احتمالا"آنان باید حالات متعددی راامتحان کنند.میل به یافتن یک یا چند جواب  وتلاش وتکاپوبرای انجام دادن کاری که پیش از این انجام نداده اید کلید های حل مسئله محسوب میشود .

متاسفانه حل مسئله دربسیاری ازبرنامه های ریاضی به یافتن پاسخ هایی درمسایل کلامی کتابهای درسی محدود شده است. درحالی که حل مسائل ریاضی به چیزی بیش از اینها نیاز دارد.هرگاه کودکان با راه حلی روبه رو شوند؛که قبلابر آن تسلط نیافته اند؛در واقع درحال حل کردن مسئله هستند.

گروه های آموزشی پایه های چهارم وپنجم

 

 

چگونه مي توان حل مسأله را به شيوه مؤثري آموزش داد ؟

اين نكات عبارتند از:

1. قبل از شروع به حل مساله بايد دانش‌آموز مشخص نمايد كه در مساله چه اطلاعاتي به او داده شده است و چه چيز از او خواسته‌اند. به عبارت ديگر بايد تعيين نمايد كه داده‌هاي مساله چيست و از او چه جوابي خواسته‌اند؟ همكاران محترم مي‌توانند به طريق مختلف دانش‌آموزان را به اين كار عادت دهند.

2- دانش‌آموز بايد قبل از حل مساله با هر عمليات رياضي ديگر، جواب آن را تخمين بزند. اين امر باعث مي‌شود كه اگر دانش‌آموزي در انجام عمليات خود اشتباه كرد، متوجه آن شود و اشتباه خود را برطرف نمايد. مثلاً دانش‌آموز بايد بتواند پيش‌بيني كند كه حاصل جمع دو عدد 27 و 19 عددي است بزرگتر از 40 و كوچكتر از 50 بنابراين، اگر حاصل جمع را 38 تا 68 به دست آورد، مي‌داند كه اشتباه كرده است و يا حاصل‌ضرب دو عدد 34*57 از 1500 بزرگتر و از 2400 كوچكتر است و يا دقيق‌تر بگوييم، عددي است در حدود 2000 بنابراين اگر حاصلضرب را عدد 2938 تا 1138 به دست آورد، متوجه خواهد شد كه اشتباه كرده است. به عنوان مثال مي‌پردازيم به حل مساله شماره يك صفحه 14 رياضي چهارم دبستان صورت مساله از اين قرار است آمار دانش‌آموزان يك دبستان در باختران كه از نمايشگاهي كه به مناسبت دهه فجر برپا شده بود بازديد كردند، چنين است، كلاس اول 38 نفر، كلاس دوم 37 نفر، كلاس سوم 35 نفر.‌ كلاس چهارم 32 نفر، كلاس پنجم 36 نفر تعداد دانش‌آموزان اين دبستان كه از نمايشگاه ديدن كرده‌اند چند نفر است؟ چون تعداد دانش‌آموزان هريك از پنج كلاس، از 30 نفر بيشتر و از 40 نفر كمتر است بايد دانش‌آموز بتواند پيش‌بيني كند كه مساله از 150 نفر بيشتر و از 200 نفر كمتر است.

3. منطقي بودن جواب مساله:

دانش‌آموز بايد ياد بگيرد و دقت نمايد كه جوابي را كه براي مساله به دست مي‌آورد، منطقي و قابل قبول باشد و با آنچه در اطراف او وجود دارد، تطبيق كند. مثلاً تعداد درختان يك باغ، تعداد دانش‌آموزان يك مدرسه و تعداد خانه‌هايي كه در يك محله ساخته شده‌اند. نظاير آن‌ها هميشه اعدادي صحيح است و جواب‌هاي كسري براي چنين مساله‌هايي غيرمنطقي است. همچنين بلندي قد يك انسان، وزنه‌اي كه يك دانش‌آموز مي‌تواند بلند كند، تعداد مسافرين يك اتوبوس مسافربري، تعداد دانش‌آموزان يك كلاس حدودي دارند كه بيش از آن منطقي نيست. بنابراين، اگر دانش‌آموزي در حل مساله‌اي تعداد مسافرين يك اتوبوس معمولي را 154 نفر يا وزنه‌اي كه يك دانش‌آموز كلاس چهارم بلند مي‌كند كه اين اعداد و ارقام غيرمنطقي است و مسلماً در حل مساله اشتباه كرده است.

يكي از استادان بسيار خوب دانشگاه تعريف مي‌كرد كه دانشجويي در يكي از رشته‌هاي علمي در حل مساله‌اي دماي سيمي را چند ميليون درجه سانتي‌گراد به دست آورده بود و هيچ‌ دقت نكرده بود كه در دماي بيش از پنج هزار درجه، تمام فلزات ذوب مي‌شوند و ديگر سيمي وجود ندارد كه دماي آن به ده هزار درجه برسد تا چه رسد به چند ميليون درجه.

حال برمي‌گرديم به حل مساله فوق‌الذكر:

يكي از مسائل خوبي كه در كتاب‌هاي رياضي ابتدايي آمده است همين مساله شماره 7 صفحه 73 رياضي چهارم دبستان و مسائل نظير آن است. صورت مساله چنين است «مي‌خواهيم براي 52 دانش‌آموز در اردوگاه چادر بزنيم حداقل چند چادرنشين شش نفره لازم است تا كسي بدون چادر نماند» اين گونه مسائل هم جنبه كاربردي دارند و در زندگي روزانه زياد اتفاق مي‌افتند و هم دانش‌آموز ياد مي‌گيرد كه به مطالبي كه در بالا تذكر داده شده توجه نمايد براي حل اين مساله مي‌توان با مثال‌هاي محسوس مطلب را براي دانش‌آموزان روشن كرد. مثلاً مي‌توان عملاً به دانش‌آموزان نشان داد كه اگر در كلاس 38 دانش‌آموز باشد و سه دانش‌آموز روي يك نيمكت بنشينند، حداقل چند نيمكت لازم است تا همه دانش‌آموزان محلي براي نشستن داشته باشند. در اين مثال دانش‌آموزان متوجه مي‌شوند كه 36 نفر روي 12 نيمكت مي‌نشينند و 2 نفر ديگر نيمكت ندارند. بنابراين، بايد براي‌ آن دو نفر نيز يك نيمكت در نظر گرفت. پس جمعاً 13= 1+12 نيمكت لازم است. به اين ترتيب، دانش‌آموزان به مفهوم مساله پي خواهند برد و مساله مورد بحث نيز به همين ترتيب حل مي‌شود.

براي 48 نفر 8 چادر لازم است و براي 4 نفر ديگر كه بدون چادر مانده‌اند بايد يك چادر در نظر گرفت. چون فرض مساله اين است كه چادرها شش نفره است و كسي هم نبايد بدون چادر بماند. بنابراين 9= 1+8  چادر لازم است. به نظر مي‌رسد اشكال از اينجا به وجود مي‌آيد كه ما دانش‌‌آموزان را عادت داده‌ايم به اينكه هر عددي در حل مساله به كار مي‌برند يا بايد در صورت مساله آمده باشد و يا در ضمن عمليات به دست آيد. در اينجا عدد يك كه بايد با عدد 8 جمع‌ شود، هيچ‌كدام از دو حالت فوق را ندارند و در موقع نوشتن حل مساله براي آن‌چه توضيحي بايد داد. اگر توجه نماييم كه يكي از هدف‌هاي اصلي تدريس رياضي عادت دادن دانش‌آموزان به تفكر صحيح و منطقي است، اين مشكل ديگر وجود نخواهد داشت. به اين ترتيب، همان‌طور كه تذكر داده شد دانش‌آموز پس از انجام عمل تقسيم توضيح مي‌دهد كه براي 48 نفر 8 چادر لازم است و براي 4 نفر باقيمانده نيز يك چادر ديگر.

و سپس مي‌نويسد: 9=1+8 حداقل 9 چادر لازم است تا هيچ‌كس بدون چادر نماند.

در طول تاريخ آموزش و پرورش حل مساله يكي از هدف‌هاي مهم آموزشي معلمان به شمار مي‌آمده از بركت پيشرفت‌هاي روانشناسي علمي معاصر بر اهميت موضوع افزوده شده است. جان ديوئي، جروم برونر، ژان پياژه، ولئو ويگوتسكي از جمله كساني هستند كه بر نقش فعاليت‌ يادگيرنده در جريان حل مساله بر دانش‌اندوزي تأكيد داشته‌اند بنا به گفته كيلپا تريك، يادگيري در آموزشگاه بايد هدفمند باشد نه التزاعي و يادگيري هدفمند از راه وا داشتني دانش‌آموزان كه انجام پروژه‌هاي مورد علاقه و انتخاب خودشان بوده بهتر امكان‌پذير است.

شكل‌گيري رياضي با درگير نمودن دانش‌آموز با مسأله: وقتي يادگيرنده با موقعيتي روبه‌رو مي‌شود كه نمي‌تواند با استفاده از اطلاعات و مهارت‌هايي كه در آن لحظه در اختيار دارد به آن موقعيت سريعاً پاسخ درست بدهد يا وقتي كه يادگيرنده هدفي دارد و هنوز راه رسيدن به آن را نيافته است، مي‌گوييم با يك مساله رو‌به‌رو است. حل مسأله صرفاً دانستن اطلاعات، مفاهيم يا اصول و كنار هم قرار دادن آن‌ها نيست، بلكه يادگيرنده بايد راه‌هاي تازه تركيب دانش‌هاي قبلي به ويژه اعداد يا اصول قبلاً آموخته شده را كه به حل مسائل منجر مي‌شوند كشف كند. اگر چنين وضعيتي صورت گرفت مفاهيم در ذهن شكل مي‌گيرد.

گروه های آموزشی پایه چهارم

کودک آب زیرکاه خود را با توجه، سیراب کنید


کودکان از لحاظ شخصیتی به انواع مختلفی تقسیم می شوند. شناسایی تیپ شخصیتی کودک به والدین کمک می کند تا شیوه تربیتی خود را در صورت اشتباه بودن، تغییر داده و روشهای دیگری را که به صلاح کودک دلبندشان است، جایگزی نمایند. یکی از این تقسیم بندی ها مربوط به کودکانی است که اصطلاحا «آب زیرکاه» نامیده می شوند. کودکان شیطانی که در کنار این صفت، در بیشتر مواقع خود را مظلوم و قابل ترحم نشان داده و سعی در بدگویی از دیگران دارند تا بلکه شاهد تنبیه آنان باشند. این کودکان، در انجام کارها و یا امتحانات، تمایل زیادی به تقلب کردن دارند و از همه مهمتر میل به آزار رساندن به دیگران در آنها بسیار شدید است به طوری که از انجام این کار غرق در لذت و شادمانی می گردند.

 

یکی از مشکلات رایج در بین برخی از کودکان به ویژه در مقطع دبستان، بی­توجهی آنها نسبت به امور درسی­شان می­باشد. به طوری که این امر، از یک سو شکایت والدین و از سوی دیگر شکایت معلمان آنها را برانگیخته است. این گروه از کودکان که گاها القابی همچون کم توجه و سربه هوا به آنها نسبت داده می شود،کودکانی هستند که در بیشتر موارد در انجام تکالیف درسی خود و یا امور محول شده به آنها، سهل انگاری نموده و مرتکب اشتباهات بسیاری می­شوند. در بسیاری موارد دیده شده است که حتی در نگهداری وسایل شخصی شان نیز بی­مسئولیت بوده و به وفور لوازم خود را گم کرده، بعضا آنها را خراب و یا گم کرده اند.

حسادت امری است طبیعی که حتی در بین کودکان نیز بسیار نمود پیدا می کند. به خصوص هنگامی که والدین صاحب فرزند دوم می شوند، این حسادت در فرزند اول که تاکنون بر پدر و مادر خود حکمرانی می کرده و تمام توجهات به سمت او بوده است، خود را بیشتر از هر زمان دیگری نشان می دهد. کودک از یک طرف از اینکه موجود کوچک عروسک مانندی تحت عنوان خواهر یا برادر به جمع خانوادگی شان اضافه شده است احساس خوشحالی می کند؛ اما از طرف دیگر وقتی می بیند تمام توجهی که قبلا تنها صرف او می شده است، اکنون باید با فرد دیگری نیز تقسیم گردد، ناراحت شده و شروع به لجبازی و آزار و اذیت کودک می کند. به طوری که برخی از این رفتارها را می توان در به آغوش گرفتن های محکم، بوسیدن های با شدت، قائم کردن وسایل کودک، غذا نخوردن، خیس کردن رختخواب و... مشاهده نمود.

خشونت در کودکان

کودکان، خشونت را از تلویزیون یاد می گیرند

یکی از عادتهای خوب یا بد زندگی در عصر رسانه آن هم از نوع دیجیتالی، تمایل به یکجانشینی و استفاده از ابزار و آلات فناوری نوین به ویژه تلویزیون است. به طوریکه امروزه، رسانه ها به ویژه از نوع دیداری آن با قدرت خارق العاده خود، روزانه میلیونها نفر از افراد در اقصی نقاط کره زمین را بر یکجا میخکوب کرده و با دادن اطلاعات سریع به آنها در عرض چند ثانیه، دیگر مجالی برای بلند شدن از صفحه وسوسه انگیز رنگی را به آدمی نمی دهند. در این بین کودکان نیز به تقلید از بزرگسالان، به این روش عادت کرده و به جای اینکه وقت خود را صرف بازی با اسباب بازی های فکری و یا گشت و گذار در پارک ها و کشف طبیعت پیرامون خود نمایند، بیشتر اوقات را جلوی صفحه جادویی تلویزیون می گذرانند. به طوری که ساعت دقیق برنامه های مورد علاقه شان را از بر بوده و با لذت، لحظه شروع آن را از روی ثانیه ها می شمارند.

 

خلاقیت یک نیروی ذاتی است که در همه افراد وجود دارد و راه­های بی­شماری برای پرورش آن به ویژه از دوران کودکی وجود دارد. چرا که به قول «گاردنر» تصور و تخیلی که در اوایل دوران کودکی شکل می‌گیرد، مبنای خلاقیت در دوران بلوغ است. بنابراین به شما پدر و مادران عزیزی که خواهان آن هستید تا فرزندانی خلاق، مبتکر، نوآور و در نهایت، کارآفرین داشته باشید، توصیه می­کنم به نکات زیر جهت تربیت درست کودک دلبندتان توجه نمایید.

به کودکان خود اجازه دهید افکار درون ذهنشان را بیرون بریزند

حتی اگر در حد چند کلمه بی‌معنی است

یکی از مهمترین دغدغه های والدین، جهت تربیت صحیح فرزندشان، آموزش مهارت های زبانی به آنان است. مهارت استفاده از زبان که مهمترین وسیله ارتباط با دیگران و همچنین کشف دنیای پیرامون است و امروزه بیش از هر زمان دیگری از آن به عنوان عاملی مهم در موفقیت افراد نام برده می شود، باید از همان بدو تولد به کودکان توسط والدین آموزش داده شده و تقویت گردد. برای این منظور در ادامه به ارائه چند راهکار مناسب در زمینه فوق می پردازیم.

 

اسباب بازی های مناسب برای کودکان پیش دبستانی

 

بازی و اسباب بازی برای کودکان بسیار مهم می باشد. به طوری که آنها بیشترین ساعات بیداری خود را به بازی و فعالیت می پردازند. کودکان زمان بازی را بسیار دوست داشته و این زمان را  بر هر چیز دیگری مقدم می دارند. انتخاب اسباب بازی مناسب برای کودکان در هر سنی بسیار حائز اهمیت است. به طوری که بهترین و مناسب ترین اسباب بازی برای کودکان به ویژه در سنین پیش دبستانی، اسباب بازی های آموزشی است. چرا که این گروه از اسباب بازی ها موجب پرورش تفکر، تخیل، سرگرمی، لذت و مهمتر از همه یادگیری در کودک می گردد و او را با مفاهیم و دنیای پیرامون آشنا می سازد. علاوه بر اینها، اسباب بازی باید از ایمنی و کیفیت لازم برخوردار باشد. به اعتقاد انجمن جهانی تعلیم و تربیت دوران کودکی ( ACEI )، اگر اسباب بازی های کودکان به دقت انتخاب شوند، موجب ارتقای کیفیت بازی و رشد کودک می گردند. اسباب بازی های آموزشی، نقش بسزایی در رشد کودکان پیش دبستانی ایفا می نمایند. آنها موجب بالا رفتن هوش، مهارتهای اجتماعی و همچنین رفتارهای احساسی کودکان می گردند. اینگونه اسباب بازی ها طراحی شده اند تا دید وسیع تری در گروه های سنی مختلف ایجاد نمایند.

 

بازی عبارت است از هرگونه فعالیت جسمی یا ذهنی هدفدار که به صورت فردی یا گروهی انجام شود و موجب کسب لذت و برآورده شدن نیازهای کودک گردد. کودکان، نقاط قوت و ضعف خود از جمله تمایل به فرمان دادن یا فرمان بردن، تهاجم یا تسلیم، اجتماعی بودن یا منزوی بودن و همچنین احساسات دوستانه یا خصمانه، افسردگی یا شادی، امیال و آرزوهای خود را از طریق بازی نشان می دهند. کودکان به بازیهای متفاوتی می پردازند که هر کدام از بازیها نشان دهنده یکی از احساسات آنها می باشد. کودکان برای بیان رفتارهای پرخاشگرانه خود به بازیهایی می پردازند که در آن بتوانند با حمله و تخریب پدیده های عادی و معنوی راهی برای بروز خشم خود پیدا کنند. همچنین برای بیان آرزوها و امیال خود به رویا و تخیل می پردازند و برای رسیدن به هرآنچه که آرزو دارند خود را با بازیهای تخیلی سرگرم می کنند و سرانجام برای ساخت و پیدا کردن نقش مورد علاقه خود به بازیهای تقلیدی می پردازند.

غریزه جنسی یکی از غرایز مهم انسان است و تلاش در جهت ارضای درست و مناسب آن نه تنها مذموم نیست، بلکه بسیار نیکو و پسندیده می باشد. غریزه جنسی که از لحظه تولد در نهاد فرد وجود دارد هیچگاه نباید خاموش شود، بلکه باید از طریق آموزش صحیح تحت کنترل قرار گیرد. کنجکاوی و پرسشهای کودکان در زمینه مسائل جنسی، امری کاملا عادی و طبیعی است. کودکان برای این که زندگی شاد و سالمی داشته باشند باید در زمینه مسائل جنسی اطلاعاتی صحیح و متناسب با سن و درک خود کسب کنند و در این زمینه هیچکس بهتر از والدین نمی تواند اطلاعاتی درست در زمینه فوق را در اختیار کودک و نوجوان قرار دهد.  

 

خلاقيت قابليتي است كه در همگان وجود دارد اما نيازمند پرورش و تقويت مي‌باشد تا به سر حدشكوفايي برسد. فرد خلاق كسي است كه از ذهني جستجوگر و آفريننده برخوردار باشد. خلاقیت برآیند فرآیندهای ذهنی و شخصیتی فرد بوده و به تولیدات و آثاری منجر می شود که نو و بدیع بوده، خاصیتی متکامل داشته و با واقعیتها، منطبق بوده و در غایت به سود جامعه بشری هستند. اساساً پرورش عنصر انگیزشی خلاقیت باید در بستر خانواده صورت گیرد، زیرا مستعدترین محیط برای شکل دهی آن محیط کلامی و نظام تربیتی و رفتاری خانواده است. کودک و نوجوان اوقات زیادی را در خانواده سپری می­کنند، بنابراین این طبیعی است که بیشترین تاثیر را نیز از آن بپذیرند.

نمیخواهم به مدرسه بروم

والدین ، هیچ گاه اطمینان ندارند که آیا به اجبار کودک را به مدرسه فرستادن کار درستی است یا نه؟ آنها به طور دقیق نمی دانند که آیا کودک ، واقعا احساس ضعف و بیماری کرده یا مثل بسیاری از کودکان که گاهی دلشان نمی خواهد به مدرسه بروند بهانه گیری می کند. در خانه هایی که مدرسه رفتن کودکشان به صورت مشکل در آمده صبحهای زود، مالامال از اشک و دعوا و سر و صداست. بعضی از کودکان صبح که از خواب بیدار می شوند، می گویند که به مدرسه نمی رویم و تعداد دیگرشان تمارض به دل درد و سردرد می کنند، یا با آه و ناله اعلام می کنند که حالشان خوب نیست. مهم نیست فرزندتان چگونه حالت اضطراب و نارضایتی خود را نشان می دهد، بلکه آنچه اهمیت دارد این است که شما با دلداری دادن ، اعتماد به نفس او را تقویت کنید؛ اما گاهی اوقات باید علایم فیزیکی را که باعث نشانه های بیماری فرزندتان می شود نادیده بگیرید و بهترین راه اصرار به اصل موضوع است که او باید به مدرسه برود. به نظر یکی از کارشناسان در این مواقع بهتر است بگویید: «عزیزم تو یک درجه هم تب نداری و چشمانت سرحال و شاداب است. مامان و بابا امروز کارهای مهمی دارند که باید انجام دهند. پس بهتر است به مدرسه بروی تا ما هم به کارهایمان برسیم.» با وجود این ، اگر به فرزندتان به دلیل این که واقعا بیمار است ، اجازه مدرسه رفتن را ندادید، او را مطمئن سازید که روز خوبی در خانه نخواهد داشت. او را در رختخوابش بخوابانید و در ساعات بعدی روز هم ، حتی اگر گفت حالش بهتر است ، اجازه بازی ندهید.

 

دلایل اضطراب کودکان هنگام رفتن به مدرسه
دلایل متعددی وجود دارد که چرا کودکان 6-5 ساله از رفتن به مدرسه می گریزند، مهمترین و معمول ترین نارضایتی آنها عبارتند از: «من می خواهم فقط در خانه بمانم!» بعضی کودکان در این سن به زمان بیشتری برای سازگارکردن خود با قوانین و محیطهای جدید نیاز دارند. بازگشایی مدارس پس از تعطیلات تابستانی ، به دنیا آمدن خواهر یا برادر، بیماری و یا مرگ یکی از اقوام می تواند باعث اضطراب و دلشوره کودک شود، حتی بچه ای که قبلا این طور نبوده ، ممکن است دچار این اضطراب ها شود.

راه حل:

با فرزندتان درباره آنچه که در روزهای مدرسه انجام می داده صحبت کرده و روی نکات مثبت و جالب توجه تاکید بیشتری کنید. ساعات روز او را طوری برنامه ریزی کنید تا احساس رضایت بیشتری کند. استفاده از وسایل کوچک و جالبی که به طور چشمگیری باعث کاهش اضطراب و تقویت اعتماد به نفسش می شود بسیار موثر است. از قبیل گذاشتن یادداشت هایی در ظرف غذایش ، حیوان کوچک عروسکی یا یک سری عکسهای خودش.

 

 

 

از مدرسه می ترسم!

بعضی کودکان 6 ساله به طور عجیبی از مدرسه می ترسند و به مادرشان می گویند: «من به مدرسه نمی روم و در خانه می مانم» ترس این کودکان ممکن است دلایل متعددی داشته باشد از جمله ترس از سوار شدن سرویس ، دعوا کردن با دوستش ، توبیخ شدن توسط معلم ، قادر نبودن به بستن بندهای کتانی (کفش) یا مسخره کردن او به خاطر عینکش.

راه حل:

با معلم او صحبت کنید و شیوه جدیدی را برای حل مشکل کودکتان پیدا کنید. به عنوان مثال اگر او را مسخره می کنند، به معلمش بگویید تا با بچه های دیگر صحبت کند. اگر از سرویس مدرسه می ترسد با راننده سرویس تماس بگیرید و از او بخواهید که فرزندتان را با اسم صدا کرده و به او خوشامد گوید و اجازه دهد که ردیف جلو بنشیند.

من مثل کودکان دیگر باهوش نیستم

هنگامی که کودکان برای سلامت جسمانی و عقلانی به مراکز سنجش سلامت مراجعه می کنند، اضطراب آنها به طور فزاینده ای زیاد می شود. در این مراکز کودکان 5-6 ساله ای هستند که احساس بدی درباره موفقیتشان در مقایسه با دیگر همکلاسی هایشان دارند.

راه حل:

اگر فکر می کنید که فرزندتان به کمک بیشتری نیاز دارد، به معلمش بگویید به او توجه و کمک بیشتری کند یا یک معلم خصوصی برایش بگیرید. به جای این که سعی کنید خودتان معلم کودکتان شوید همانند یک راهنمای خوب عمل کرده و به آن کاری که فرزندتان خوب انجام می دهد، تکیه کنید. او را مطمئن سازید که در صورت اشتباه انجام دادن کاری هیچ مساله ای پیش نمی آید و تنها انتظاری که از او دارید این است که سعی کند بهترین باشد.

 

علت نرفتن به مدرسه را دریابید
کشف کنید چه عاملی در مدرسه آنقدر کودکتان را آزار می دهد که از رفتن به آنجا خودداری می کند. با کودک صحبت و او را تشویق کنید تا تمام خبرها و اتفاقاتی را که باعث می شوند او به مدرسه نرود برای شما بگوید، این روش را هم بیازمایید. از کودک بخواهید فهرستی از آنچه در مدرسه مورد علاقه اش است و آنچه را که دوست ندارد با ذکر دلیل برای شما بگوید. ببینید آیا نشانه هایی از این که کودک از مدرسه رفتن نمی ترسد ولی از ترک خانه واهمه دارد می بینید یا خیر؟ ممکن است شما نتوانید به حل و رفع مشکل بپردازید، ولی می توانید به کودک کمک کنید با احساساتش کنار بیاید. با نشان دادن علاقه تان و درک مسائلش به او اطمینان خاطر بدهید. با دوستان و برادر و خواهرهای کودک صحبت کنید. شما اغلب می توانید با پرسش ، از احساساتش آگاه شوید. گاهی برادر یا خواهر بزرگتر می تواند اطلاعات مفیدی به شما بدهد یا شما را در حل و رفع مساله یاری کند. با معلم کودکتان صحبت کنید. مشکل را با او در میان بگذارید. سرآغاز این رفتار چه آموزشی و چه احساسی باشد، معلم باید از قضیه اطلاع داشته باشد و حتی ممکن است بتواند در حل و رفع آن مشکل کمک بزرگی برای شما باشد.

 

کودک را به مدرسه و محیط آن علاقه مند کنید
این راهها را برای تشویق کودک به منظور به مدرسه رفتن بیازمایید. با نظری مساعد درباره مدرسه صحبت کنید. روزهایی را که قرار است اتفاق خاصی در مدرسه بیفتد یا برنامه خاصی در مدرسه وجود دارد در تقویم علامت بگذارید، مثلا به کودک بگویید: «این هفته قرار است تمام بچه های کلاستان را برای بازدید از یک ایستگاه آتش نشانی ببرند. فکر می کنی چه چیزهای تازه ای ببینی؟ یادت باشد همه چیز را برای من تعریف کنی».

 

با دقت کافی وارد عمل شوید
اگر دلیل خاصی برای دوست نداشتن یا احساس ناراحتی فرزندتان نسبت به مدرسه وجود ندارد لازم است که شما کمی هوشیارتر و تیزبین تر باشید. درباره هر کدام از روزهای مدرسه اش با او صحبت کنید و عکس العملش را ببینید. اگر در کشف (یافتن) آنچه که باعث نارضایتی اش می شود به شما کمک کرد، شما نیز در حل این مشکل به او یاری دهید تا به اختیار خود بتواند به خودش کمک کند. همچنین با معلمش درباره روشهایی که ممکن است نظر او را نسبت به مدرسه عوض کند، صحبت کنید. در حقیقت با کار گروهی می توان ، نگرانی کودکان را درباره مدرسه کم کرد از جمله تشویق های معلم ، داوطلب شدن دانش آموزان ، زنگ تفریح برای استراحت و حتی اختصاص دادن ساعتی در هر هفته برای صحبت کردن مدیر مدرسه با شاگردان. بنابراین با استفاده از این روشها کودکان 5 6ساله دیگر احساس نگرانی و اضطراب برای مدرسه رفتن ندارند و روز به روز احساس راحتی و رضایت بیشتری خواهند کرد.

عوامل ضعف آموزش رياضي و مشكلات مربوط به آن

چكيده:

آنچه كه در اين مقاله خواهيد خواند ابتدا مقدمه‌اي كوتاه در رابطه با اهميت رياضي و آموزش رياضي در كشور که داراي ضعف‌هاي است پرداخته شه در ادامه در مورد اهداف آموزش رياضي به طور كلي بحث‌شده که شامل: هدف پرورشي، آموزشي، فرهنگي، عاطفي و اهداف آموزش رياضي از نظر پوليا و افلاطون بيان گرديده‌است.

سپس مقاله به پنج قسمت از عوامل ضعف آموزش درس رياضي پرداخته است كه هر قسمت نيز به مجموعه‌هاي از عوامل ضعف پرداخته است.

الف) عوامل و مشكلات ضعف آموزش درس رياضي كه مربوط به محتواي كتاب‌هاي درسي مي‌باشد كه در چهار قسمت توضيح داده شده.

ب) عوامل ضعف آموزش درس رياضي مربوط به خود دانش‌آموز كه شامل 2 بخش است.

ج) عوامل ضعف آموزش درس رياضي ابتدايي مربوط به روش‌هاي آموزش كه اين عوامل به صورت مختصر توضيح داده شده.

د) عوامل ضعف آموزش درس رياضي ابتدايي مربوط به معلمان كه مقدمه‌اي كوتاه بيان شده و سپس 8 مورد از اين عوامل تيتروار بيان شده.

هـ) در اين قسمت به چندين عامل ديگر به صورت مختصر اشاره شده است كه شامل نقش فضا و مكان، نقش خانواده، نقش كلاس‌هاي خصوصي، كمبود يافته‌هاي علمي درس رياضي، كمبود وسايل آموزشي رياضي، عدم توجه به طرح وارده در تدريس پس از بيان عوامل ضعف آموزش درس رياضي در دوره ابتدايي نتيجه‌گيري و جمع‌بندي از مطالب بيان شده كه همه عوامل در ضعف آموزش رياضي مؤثر هستند و تنها يك عامل را نمي‌توان مقصر اصلي شناخت در پايان مقاله راه‌كارها و پيشنهادهايي باتوحه به حوزه‌هاي عوامل ضعف و آموزش درس رياضي بيان گرديد كه در حدود 35 راه‌كار براي رفع نواقص و مشكلات مي‌باشد.

 


مقدمه:

به محض اينكه كودك به مدرسه پا مي‌گذارد با درسي به نام رياضي آشنا مي‌شود و معلم مي‌گويد: «درس رياضي را جدي بگيريد و براي فهميدن آن احتياج به تمرين بيشتري داريد». همين  كلمه‌ي جدي بگيريد براي دانش‌آموز مشكل آفرين است، زيرا يادگرفته است كه كارهاي سخت را جدي بگيرد در نتيجه با ترس به مسائل آن نگاه كرده و ترس از اين دارد كه ممكن است ان را خوب ياد نگيرد و اين امر مقدمه‌اي است براي دوري كردن و حتي به وجودآمدن نفرت از درس رياضي در كودكان در صورتي كه روژه گورساني در مورد رياضي مي‌گويد: «نخستين وظيفه رياضيات، ساختن و تحول‌دادن چيزي به جامعه است كه امروزه كمتر كسي خواستار آن است، يعني «انسان» انساني كه بيانديشد، انساني كه درست را از نادرست تشخيص دهد، انساني كه شناخت و انتشار حقيقت را بر بسي چيزها از جمله يك تلويزيون برتري دهد، انسان آزاد نه آدم‌واره‌اي آهني»

كساني كه مي‌خواهند در اين عصر يعني عصر حاكميت علم فعاليت كنند، لازم است ايده‌هاي تازه را جذب، طرح‌هاي نو را درك و مسائل غر سنتي را حل كنند. رياضيات كليد مناسبي براي آمادگي جهت انجام اين فعاليت‌هاست لذا علوم رياضي تنها لازمه‌ي كار متخصصان آينده نيست، بلكه جزء لاينفك تعليم و تربيت عموم مردم به شمار مي‌رود پس ما معلمان وظيفه داريم كه در مورد گسترش و جذاب‌كردن اين علم در بين دانش‌آموزان و حتي مردم تلاش بيشتري انجام داده و به بررسي علل ضعف‌ها و ارائه راه‌كارهاي لازم در اين خصوص بپردازيم كه اينجانب نيز بر حسب وظيفه خود به بررسي برخي از علل‌هاي ضعف آموزش رياضي در دوره‌هاي ابتدايي پرداخته كه اميدوارم مورد استفاده شما بزرگواران قرار گيرد.


اهداف آموزش رياضي:

قبل از اينكه وارد بحث اصلي شويم يعني به بررسي علل ضعف آموزشي بپردازيم ابتدا بايد هدف از تدريس و آموزش رياضي را در مدارس مشخص نمايم سپس با توجه به رسيدن به اهداف و دوري و نزديك آنها ضعف‌ها را مرور كرده و در جهت مشكلات و نواقص راه‌كارهايي ارائه داد.

از مفهوم آموزش رياضي نخستين سؤالي كه به ذهن مي‌رسد اين است كه چگونه رياضي را آموزش دهيم؟ هنگامي كه از روش انجام كار صحبت مي‌شود، طبعاً اين سؤال پيش‌ مي‌آيد كه هدف از انجام اين كار چيست سپس در آموزش رياضي هم بايد هدف را مشخص ساخت.

هدف‌هاي آموزش رياضيات بر حسب سطح فرهنگ رياضي كه جامعه و محتواي آموزش آن، و در مقاطع تحصيلي مختلف متفاوت بوه و از جامعه به جامعه‌اي ديگر تغييرپذير است.

ولي منظور اصلي از آموزش رياضي، عبارت است از: «توسعه قدرت درك و فهم و استدلال، ايجاد طرز فكر صحيح، به وجودآوردن روش استدلال و تفكر منطقي و ايجاد آفرينش‌هاي فكري، در متعلم است».

اهداف آموزش رياضي به طور كلي به چهار دسته پرورشي، آموزشي، فرهنگي و عاطفي تقسيم مي‌كنند:

الف) هدف پرورش: اهداف پرورشي آموزش رياضي بدون شك مهم‌ترين بخش اهداف آموزش رياضي هستند مهمترين وظيفه آموزش رياضي تربيت دانش‌آموز است به نحوي كه بتواند با اتكاء به نفس به مسائل خود بيانديشد راه چاره پيدا كند و مسائل خود را حل نمايد.

ب) هدف آموزش: (با تكنيك‌هاي محاسبه‌اي مورد نياز دانش‌آموزان در مدرسه و خارج از مدرسه).

در اين هدف بايد دانش‌آموزان را در رابطه با ساير درس‌ها و محاسبات مورد نياز دروس و نيز محاسبات مربوط به زندگي روزمره آماده ساخت.

ج) هدف فرهنگي: (آشنايي دانش‌آموز با رياضي به عنوان بخشي از فرهنگ و انديشه بشري).

علم رياضي بخش مهمي از فرهنگ است. اشاره به تاريخ رياضيات يك ملت مي‌تواند يك احساس غروز و افتخار در رياضيات را به وجود آورد اعتماد دانش‌آموزان را بيفزايد و درس را به تاريخ و سنت ملي ربط دهد.

د) هدف عاطفي: لذتي كه مي‌توان از طريق دنبال‌كردن فعاليت‌هاي ذهني و عشق‌ورزيدن به دانشي، بدست آورد رياضيات ما را متبحر مي‌كند، هم حس كنجكاوي عقلاني و هم حس ظرافت و ادارك را تحريك مي‌كند موريس كلاين مي‌گويد: «رياضيات عالي‌ترين دستاورد فكري و اصيل‌ترين ابداع ذهن آدمي است».

هدف آموزش رياضي از ديدگاه جورج پوليا و افلاطون:

 از ديدگاه جورج پوليا: مهم‌ترين هدف آموزش رياضي «انديشيدن» است و به معلمان توصيه مي‌کند كه بايد سطح توانايي و انديشيدن را در شاگردان خود بالا ببرند.

اهداف آموزش رياضي به قول افلاطون: 1ـ فرهنگ عمومي، 2ـ قانون‌مندي فكر، 3ـ عادل به فكركردن، 4ـ رشد فكري و احساس، 5ـ به دست‌آوردن شخصيت متعادل.

در قرن بيست و يكم هدف اصلي آموزش رياضي، ايجاد استدلال، حس مسئله ارتباطات و همچنين تلفيق مقوله‌هاي رياضي و ارتباط آنها با ساير مقولات.

با توجه به اهداف رياضي كه بيان گرديد به اين مسئله مي‌رسيم كه چه مشكلاتي و نواقصي وجود دارد كه ما را در رسيدن به اهداف آموزش رياضي دور مي‌كند و بچه‌ها از اين درس شيرين گريزان مي‌كند در ذيل به اهم آنها خواهيم پرداخت.

عوامل ضعف آموزش رياضي و مشكلات مربوط به آن:

با توجه به تجربيات و مطالعات چندين‌ساله در اين خصوص بايد عرض كنم كه بيان مشكلات آموزش درس رياضي را نمي‌توان در يك يا چند مقاله گنجاند و ارائه داد پس اينجانب مختصراً به يك دسته‌بندي از مشكلات مي‌پردازم اين مشكلات مشكلاتي هستند كه اينجاب يا در كلاس درس خودم يا در هنگام مشاهده تدريس همكاران به آنها برخورد كرده‌ام و تقريباً نظريات شخصي اينجانب است كه خود داراي نواقصي مي‌باشد كه اميدوارم حق مطلب را بيان كرده و مورد توجه و استفاده شما اساتيد محترم واقع گردد:

الف) عوامل ضعف آموزش درس رياضي كه مربوط به محتواي كتاب‌هاي درسي ابتدايي مي‌باشد.

يكي از مهمترين اهداف آموزش رياضي در اين است كه بچه‌ها بتوانند در شرايط جديد و با توجه به آموخته‌هاي قبلي مسائل را حل كنند و اين امر وقتي ميسر مي‌شود كه با دانش‌آموزان كار شده باشد و موقعيت‌هاي جديدي را براي حل مسائل بوجود آوريم با توجه به اين مطالب و هدف مي‌بينيم محتواي درسي و كتاب‌هاي درسي چه محدوديت‌هايي  را براي معلمان براي رسيدن به اين هدف بوجود آورده است.

1ـ محدوديت زمان:

 زمان تدريس رياضي در مدارس محدود است محتواي ريز مواد درس رياضي در همه پايه‌ها اول تا پنجم براساس جدول زماني است اما حل مسئله و تشويق دانش‌آموزان به فكركردن و پيداكردن روش حل مسئله و انجام تمرينات لازم در اين رابطه نيازمند زمان است در دومين همايش رياضي آقاي ايوبيان مقايسه كلاس درس رياضي معلمان آلمان، ژاپن، آمريكا را با معلم استان كردستان موشكافانه نشان دادند همه ديديم كه در مدارس كشورهاي ديگر معلم مسئله‌اي مي‌داد و با فراغ بال و خيال آسوده نظاره‌گر كار دانش‌آموزان بود ولي معلم استان ما از ثانيه آغازين كلاس درس در جنب و جوش بود متوجه مي‌شويم كه محتوي برنامه درس رياضي ما طوري طراحي شده كه مفاهيم زياد تمرينات زياد را بچه‌ها انجام بدهند بدون اينكه زماني براي فكركردن براي شاگردان در نظرگرفه شده باشد، سپس معلمان مجبور هستند با توجه به جدول زمان‌بندي كه حتماً بايد 192 صفحه رياضي پايه سوم در 8 ماه كه يك ماه تعطيلي هم دارد را ارائه دهد پس مي‌بينيم محتواي درسي طوري طراحي شده كه زماني براي فکرکردن جهت رسيدن به جواب مسئله را براي كودك در نظرنگرفته و هر مطلب درسي در كتاب هاي ما بايد در زمان 45 دقيقه تدريس شود كه اين زمان در نرم جهاني فقط براي فكركردن روي مسئله بايد به دانش‌آموز داده شود تا خود به راه حل مسئله برسد.

2ـ محدودكردن معلم در انتخاب محتوا و فعاليت مناسب

برنامه‌هاي كتاب‌هاي درس رياضي در ابتدايي طوري طراحي شده كه هرگونه انتخابي را از معلمان ما سلب كرده كه همين امر باعث شده كه معلمان فقط فكر خود را روي مطالب درسي متمركز كنند در صورتي كه با تجديدنظر در محتوا و آزاد‌گذاشتن معلم در انتخاب آن معلم مي‌تواند بين فعاليت‌هايي كه دانش‌آموزان را به فكركردن سوق مي‌دهد و فعاليت‌هاي كه فقط مشغول كننده هستند تفاوت بگذارد و فعاليت‌هايي را كه تسهيل‌كننده يادگيري در بچه‌ها مي‌شود را انتخاب كند مثالي عرض مي‌كنم محتواي به معلم كلاس اول ارائه شود كه معلم آزادانه كودكان را در يادگيري شناخت اعداد و خواندن و نوشتن آن تا عدد 99 يادگيري مفهوم جمع و تفريق و حل مسائل مربوط به آن كمك كند در بازديدي كه از يكي از روستاهاي منطقه‌ي زيويه به عمل آوردم در دي‌ماه بود كه از بچه‌هاي پايه اول پرسيدم بچه‌ها رياضي تا صفحه‌ي چند خوانده‌ايد بچه‌ها تعجب كردند گفتند رياضي؟ ما كه رياضي نداريم معلم به من گفت شما رياضي بپرسيد چه كار به كتاب رياضي داريد من هنوز كتاب رياضي به آنها نداده‌ام وقتي سؤالاتي از بچه‌ها كردم اين دانش‌آموزان در سطح آخر سال يك دانش‌آموز پايه اول بودند معلم اعداد را به آنها ياد داده بود مفهوم جمع و تفريق و حل مسائل مربوط به آن را خيلي بهتر از مدراسي كه محدود به كتاب بودند ياد گرفته بوده‌اند.

3ـ عدم هماهنگي در ارائه مطالب محتواي درس:

براي بيان بهتر اين موضوع به كتاب رياضي پايه چهارم اشاره مي‌كنيم در كتاب رياضي پايه چهارم دانش‌آموز در اوج يادگيري و انجام تمرينات تقسيم هستند و كم‌كم به مرحله حل مسائل مختلف تقسيم نزديك مي‌شود كه با زدن يك ورق ديگر يك دفعه وارد هندسه و زاويه مي‌شوند و كودك از مطلب تقسيم‌ كنده شده و به مبحث زاويه مي‌پردازد. البته اين مشكل ما را بيشتر در رياضي پايه چهارم مي‌بينيم كه با توجه به بازديد از كلاس حدود 20 نفر از معلم پايه چهارم همه متفق‌القول بيان كردند كه مشكل اساسي درس رياضي در اين پايه همين عدم توجه به دسته‌بندي مطالب درسي مي‌باشد كه پس ارائه يك مطلب و گاهاً در اوج آموزش از مطلب كنده شده و پس از چند صفحه ديگر دوباره به همان بحث مي‌رسند كه دوباره معلم بايد آموخته‌هاي قبلي را براي بچه‌ها مرور بكند كه اين از نظر محدوديت زمان نيز براي معلمان مشكلاتي را فراهم مي‌كند.

4ـ در خصوص عوامل ضعف‌آموزشي درس رياضي كه محتواي كتاب‌ها موجبات ان را فراهم مي‌كنند، مي‌توان گفت توجه به معرفي مشاهير رياضي كشور، توجه كم به بازي‌هاي فكري كه كودكان را بيشتر به درس رياضي جذب كند، به نيازهاي اصلي آموزش گيرنده درس توجه كمي شده در اين خصوص بايد بگويم كه فرد بايد نبود چيزي را احساس كند تا نياز به فكركردن و سپس تلاش در جهت كشف ان را در فرد به وجود آورد، عدم انعطاف‌پذيري برنامه‌ها محتواي درسي در مقابل پيشرفت‌هاي جهاني علم رياضي را مي‌توان از ديگر عواملي دانست آموزش اين درس را دچار چالش كرده.

ب) عوامل ضعف آموزش رياضي مربوط به خود دانش‌آموز ابتدايي

دومين عامل از عوامل ضعف آموزش رياضي در نظر معلمان از اهميت ويژه اي برخوردار است علت ضعف در خود كودكان است گاهاً ما دانش‌آموزاني در مدرسه داريم كه در دروس ديگر نمره قابل قبول مي‌گيرند و در يادگيري مطالب درسي مثل فارسي، تاريخ و ... موفق هستند اما در درس رياضي مشكل دارند. طبق تعريفي كه ديسمور[5] از اختلال رياضي و حساب‌كردن كرده است، اختلال در يادگيري رياضي نارسايي شديدي است كه در بوجودآمدن مهارت‌هاي حساب‌كردن و رياضيات بوجود مي‌آيد و با عقب‌ماندگي عاطفي يا عقب‌ماندگي ذهني و يا شرايط نامساعد مدرسه قابل تبيين است.

به طور كلي نارسايي در يادگيري رياضي را به دو قسمت تقسيم مي‌كنند[6]:

1ـ برطبق تحقيقات موجود، نارسايي در حساب‌كردن و در رياضيات گاهي به نوعي نارسايي ديگر در ارتباط است مثل دريافت شنيداري، ديداري، گفتاري و ...

2ـ نارسايي در تفكر كمي: نارسايي در حساب‌كردن و رياضيات ممكن است به خاطر اشكال در تفكر كمي براي بعضي از دانش‌آموزان بوجود آيد به بياني اين كودكان قادر نيستند اصول رياضيات را درك كنند معمولاً در چنين مواردي كودكان مي‌توانند بخوانند و بنويسند ولي در انجام اعمال رياضي اشكالاتي دارند چنين مشكلاتي ممكن است در مورد درك روابط فضاي، يادگيري مفاهيمي چون بالا و پايين و چپ و راست، روابط مقادير اندازه‌ها و اشكالات و غيره باشد.

گاهاً دانش‌آموزان شكست‌ها و موفقيت‌هاي خود را به چيزهايي نسبت مي‌دهند كه آنها بااين طرز فكر از موفقيت‌هاي خود در درس رياضي به شانش يا چيز ديگر نسبت مي‌دهند كه به اين موضوع درماندگي آموخته شده مي‌گويند كه امروزه متأسفانه درماندگي آموخته شده، در درس رياضي در بين دانش‌آموزان بيشتر مشاهده مي‌گردد. مشكلات رواني از اين قبيل باعث بوجودآمدن مشكلاتي در يادگيري درس رياضي شده كه گريبانگير دانش‌آموزان زيادي شده و همين امر ضرورت مشاوران مجرب را در مدارس ابتدايي مي‌طلبد، يكي ديگر از بيمارهاي شايع در بين دانش‌آموزان ترس از اعداد است كه مثل ديگر ترس‌هاي طبيعي نيست و در شرايط معيني بروز مي‌كند با اين همه دانش‌آموزاني كه دچار چنين ترسي شده باشند به قول پياژه:[7] دستخوش نوعي «بي‌استعدادنمايي» مي‌شود كه خود به خود درك روابط را دشوار ساخته، مانع يادگيري مي‌شود بنابراين به‌جاست اگر مبارزه عليه «ترس از اعداد» را كه اكثريت دانش‌آموزان را يك‌باره از اشتغال به مباحث رياضي روي گردان مي‌كند، از اهم وظايف مدرسه بدانيم.

ج) عوامل ضعف آموزش رياضي مربوط به روش‌هاي آموزش:

كلاس رياضي سخت است چون با زبان‌هاي خودش بيان نمي‌شود بلكه در چارچوب كتاب و روش تدريس معلمان محدود شده است و با حجم زياد كتاب، معلم نمي‌تواند مطالب جالب و توضيحات لازم را در مورد تاريخ و نحوه‌ي به كاربردن مطالب تدريس در زندگي را بيان كند.

بايد توجه داشته باشيم كه معلم ولو رياضي‌دان باشد نمي‌تواند ادعا كند كه روشي كه در تدريس به كار مي‌برد بهترين است؛ زيرا رياضي‌دانستن يك چيز و رياضي تدريس‌كردن چيزي ديگر است اگر روش بنا به منطق بزرگسالان بهتر به نظر آيد، معلوم نيست براي دانش‌آموزان كه هنوز فرايند‌هاي منطقي نزد آنها در حال تحول است مناسب يا مناسب‌تر باشد.

پروفسور ورتايمر[8] تفكر كودكان را مورد تحقيق قرار داد و آن را در كلاس‌هاي مختلف مطالعه كرد نتيجه‌اي كه از مطالعات خود گرفت اين بود كه اغلب شيوه‌‌هاي تدريس كوركورانه است و در كودكان جمود فكري ايجاد مي‌كند و تمرين‌هاي تكراري و پاسخ‌هاي ماشيني كه از كودكان توقع دارند، انعطافي را كه فكر سالم نيازمند آن است در كودكان ايجاد نمي‌كند مبالغه در تكرار مطالب نيز مي‌تواند زيان‌آور باشد اين نوع تربيت خطرناك است زيرا دانش‌آموزان را وادار مي‌كند كه چشم بسته چيزهايي بگويند يا كارهايي انجام دهند بدون اينكه فكر آنها را به كار بيندازد.

هر چند متأسفانه در كشور ما روش‌هاي آموزش هيچ يك از مواد درسي با روش علمي مورد برري قرار نگرفته است، ولي قرائن موجود حكايت از آن دارد ه روش تدريس رياضيات، مثلاً از روش تدريس زبان فارسي، جغرافيا نظام يافته است با اين وجود به عقيده اينجانب تاريخ تعليم رياضيات در مجموع رضايت‌بخش نيست نه تنها بازده تلاش‌هاي مربوط به آموزش در اين حيطه ناچيز است، بلكه برخلاف انتظار، فراگيري رياضيات به رشد فكري دانش‌آموزان كمك نمي‌كند.


با مشاهده تدريس حدود 17 نفر از معلمان ابتدايي درس رياضي منطقه در سال 80 بيشتر همكاران تقريباً يك روش تدريس استفاده مي‌كنند در اين روش آموزگار ابتدا تقسيم

را در پاي تخته مي‌نوشتند سپس مراحل را براي بچه‌ها توضيح مي‌دادند از 17 نفر فقط 2 همكار در حين تدريس مطلب رياضي جواب حاضر و راه رسيدن به حل مسئله را شسته و رفته در اختيار بچه‌ها قرار ندادند آنها هم آنقدر مسئله را براي بچه‌ها با توضيحات اضافي پيچيده كردند كه زمان زيادي با صرف انرژي زيادي بچه‌ها را تقريباً به حل مسئله رساندند قبل‌ها توضيح دادم كه با توجه به تحقيق آقاي ايوبيان مي‌توان گفت از اين روش‌ها كه در استان و منطقه استفاده مي شود در هيچ جاي دنيا استفاده نمي‌شود كه البته استفاده از اين روش‌ها باز مي‌گردد به محدوديت زمان و محتواي زياد كتب كه معلمان مجالي براي فكركردن به كودكان نمي‌دهند تا حداقل اهميت ان مطالب درسي را بدانند و بدانند چه لزومي دارد كه فرضاً مفهوم كسر را ياد بگيرند.

به عقيده پياژه[9] تصورات منطقي ذهن و به طور كلي هوش انسان زاييده‌ي دروني‌شدن اعمال اوست و مي‌گويد: تشريح حقايق و مفاهيم رياضي به صورتي كه در روش «تدريس زماني» معمول است براي كودك كافي نيست مشاهده تصاوير و اشكال و مجموعه‌هايي كه متضمن حقايق و روابط رياضي باشد نيز چنان كه در روش‌هاي مكاشفه‌اي معمول است مفيد فايده‌اي نيست براي آنكه تصورات حاصله دقيق مفاهيم روشن باشد، دانش‌آموز بايد شخصاً به تجربه و آزمايش بپردازد اشياء و مسائل را از نزديك دستكاري كند تا روابط كميت‌ها را مستقيماً درك نمايد.

به عقيده پياژه آموزش صحيح باعث دروني‌شدن مطالب رياضي مي‌شود كه داراي خصوصيات ذيل مي‌باشد:

1) اين اعمال صورت دروني‌شده اعمال ابتدايي و واقعي كودك هستند.

2) اين ها اصولاً قابليت آن را دارند كه در دو جهت انجام شوند و درك عمل انجام‌شده در جهتي مستلزم درك عمل انجام‌شده در جهت عكس آن است.

3) اين اعمال از آغاز بستگي به يكديگر داشته، جزء لاينفك نظام كلي مي‌باشد يعني عمل منطقي در رياضي نمي‌تواند مستقر باشد به عبارت ديگر، ماهيت و طبيعت يك ميل منطقي و رياضي منوط به قابليت تركيب آن با اعمال ديگر است.

با توجه به تفاصيل فوق به اين نكته مي‌رسيم كه يكي از علت‌هاي ضعف آموزش رياضي در دوره ابتدايي استفاده نكردن معلمان از روش‌هاي تدريسي است كه متناسب با درس رياضي باشد يعني كودكان را واردار مي‌سازد تا فكر كنند و افكار خود را هرچند كه درست نباشد بيان كنند همه مي‌دانيم که به تعداد معلمان دنيا روش‌هاي مختلف تدريس وجود دارد اما همه‌ي روش‌هاي تدريس معمولاً در چند قالب كلي جاي مي‌گيرد پس اهميت دارد كه چه روشي با توجه به شرايط و وضعيت كلاس انتخاب شود كه ما را به بيشترين بهره‌وري برساند ولي متأسفانه روش‌هاي براي تدريس اين درس مهم معمولاً انتخاب مي‌شود كه آسان‌ترين روش باشد و معمولاً بهترين روش آسانترين روش ارائه درس نمي‌باشد گاهاً روش‌هايي انتخاب مي‌شود كه از نظر بزرگ‌سالان روش مناسب تشخيص داده شده ولي مي‌تواند از نظر كودكان بدترين روش براي يادگيري باشد.

د) علل ضعف آموزش رياضي كه مربوط به معلمان ابتدايي است:

در اين قسمت از عوامل ضعف آموزش رياضي در منطقه و استان بايد بگوييم كه معلمان استان ما معلماني دسلوز و زحمت‌كش، من خود شاهد اشك‌هاي معلمان در كلاس‌هاي درس يوده‌ام ديده‌ام معلم بر اثر فشارهاي رواني حاصله از تدريس چگونه دست‌هايش مي‌لرزد صدايش تغيير مي‌كند معلماني را ديده‌ام كه وقتي از كلاس بيرون مي‌آيند مثل يك نقاش يا كچ‌كار بوده همه اينها نشانه يك پتانسيل بزرگ در امر تغيير است اين‌ها نشانه‌‌ي آن است كه معلمان استان ما خواهان اين هستند كه انسان هايي را تحويل اجتماع خود دهند كه داراي فكر و انديشه‌هاي والا باشند و حتي از خودشان بهتر و بهتر باشند و شاهد اين امر اين است كه وقتي معلم دانش‌آموز خود را در مراتب عالي مي‌بيند با خنده و با غرور و با افتخار بيان مي‌كند فلاني شاگرد من بوده اما بايد اين پتانسيل به حركت درآيد.

رياضي بدون زحمت نيست اما هرگز نگفته‌اند ممكن است لذت‌بخش هم باشد، رياضي در جامعه ما به اندازه كافي هول‌انگيز شده و نيازي نيست ما معلمان از آن غول بسازيم و به جاي رفع مشكل با رفتار و گفتار خود بر شدت آن بيافزاييم.

چه بخواهيم چه نخواهيم بايد اين واقعيت را قبول كرد كه علل عديده‌اي از ضعف‌هاي آموزشي رياضي برمي‌گردد به خود معلمان اينجانب خود به عنوان يك معلم بر اين امر اعتراف مي‌کنم و شاهد هم بوده و هستم با توجه به تجارب مديريتي و راهنمايي آموزش از دور و نزديك شاهد بي‌علاقه‌بودن معلمان به يادگيري روش‌هاي مناسب تدريس بوده و هستم در زماني كه در تربيت معلم آقاي ربيعي روش مجسم و مجرد را به ما گفته هنوز هم همين روش در تدريس‌هاي ما هست و مي‌خواهيم تا بازنشستگي اين روش را حفظ كنيم غافل از اينكه روش‌هاي مناسب‌تر براي يادگيري رياضي نيز وجود دارد خلاصه اينكه مي‌توان عواملي را كه معلمان را در ضعف اموزش رياضي سهيم مي‌كند به صورت مختصر و به شرح ذيل بيان مي‌کرد با توضيح اينكه اين مطالب شامل همه معلمان رياضي ما نمي‌شود بلكه قسمتي را شامل مي‌شود كه اميدواريم در رفع آن نواقص كوشش كنند و اين نظريات تقريباً نظرات شخصي است كه اميدوارم معلمان عزيز از موضوع دلگير نشوند.

1ـ عدم علاقه و حوصله براي مطالعه كتاب‌هاي روان‌شناسي و روش‌هاي جديد تدريس.

2ـ عدم توجه به نظريات و پيشنهادات ديگران در خصوص تدريس رياضي و در امر كلاس‌داري.

3ـ شركت‌نكردن در كلاس‌هاي ضمن خدمت رياضي (البته كم‌توجهي بيشتر از طرف مسئولين ادارات به درس رياضي شده).

4ـ معلمان بايد در امر بررسي محتواي كتاب‌هاي درس رياضي پيش‌قدم شوند و نواقص ان را به مسئولين انعكاس دهند. چون هيچ كس به اندازه معلم نمي‌تواند در امر تدوين كتب درسي رياضي مؤثر باشد و هيچ مسئولي به اندازه خود معلم عوامل ضعف كتاب‌هاي رياضي رانمي‌داند.

5ـ يادگيري علم روانشناسي جهت برخورد صحيح با دانش‌آموزي كه رياضي را خوب درك نمي‌كند.

6ـ سخت‌گيري‌هاي بي‌مورد نسبت برخورد صحيح با دانش‌آموز را از جذابيت‌هاي اين درس دور مي كند.

7ـ بعضي از معلمان يك نوع نگرش سنتي نسبت به روش تدريس خود دارد و به هيچ‌وجه در اين خصوص انعطاف‌پذير نيستند.

8ـ بعضي از معلمان مخصوصاً (سرباز معلمان و معلمان حق‌التدريس) هيچ‌گونه دوره‌اي در خصوص چگونگي تدريس درس رياضي را نگذرانده‌اند همين امر گاهاً باعث ضغف‌هاي ريشه‌اي در درس رياضي مي‌شود.

در پايان اين قسمت به يك سخن از دكتر بهزاد بسنده مي‌كنم ايشان مي‌گويد: معلم، معلم زايده مي‌شود يعني معلم علاوه بر دانش تدريس كه فرا مي‌گيرد بايد درون‌مايه يك معلم خوب نيز در او باشد.

هـ) چند عامل ديگر از عوامل ضعف آموزش رياضي

1ـ نقش فضا و مكان: از عوامل آموزش رياضي محدوديت زمان را بيان كرديم اما مكان‌ هم بي‌تأثير نيست يقيناً همه مي‌دانيم كه فضاي كلاس در يادگيري كودكان تأثيري شگرف دارد مثلاً كلاسي را در نظر بگيريم كه پنجره‌هاي كوچك دارد سپس نور كم است در كنار خيابان است سروصداي ماشين‌ها و مردم باعث عدم تمركز بچه‌ها مي‌شود و خود فضاي ايجاد شده توسط معلم نيز برروي اين درس مؤثر است معلمي كه حق اظهار نظر به بچه ها را نمي‌دهد دانش‌آموز نيز هيچ علاقه‌اي به فكركردن روي حل مسئله نخواهد داشت.

2ـ نقش خانواده: اکثر خانواده‌ها فكر مي‌كنند چون فرزندشان را به مدرسه فرستاده‌اند ديگر مسوليتي در قبال تحصيل وي ندارند بلكه فقط بايد مواظب وضع مادي و ظاهري كودكانشان باشد در اين خصوص خاطره‌اي نقل مي‌كنم مدير يك مدرسه بودم اموزگار پايه پنجم گفت فلاني اين دانش‌آموز خيلي بي‌توجه شده و خلاصه در درس‌هايش ضعيف شده بهتر است با اولياء ايشان صحبتي داشته باشيم من هم بر حسب وظيفه پدر ايشان را صدا زدم و با معلم يك جلسه سه نفري تشكيل داديم، معلم مشكلات فرزندش را بيان كرد و پدر اين دانش‌آموز گفت: اقاي مدير پسر من در درس‌هايش ضعيف شده به من چه، اين آقا (روبه معلم) به او درس مي‌دهد اگر بداند كار ايشان است و اگر نداند كار ايشان است.

با توجه به اينكه خيلي از تمرينات رياضي را دانش‌آموزان در منزل انجام مي‌دهند عدم توجه خانواده به اين موضوع مي‌تواند از عوامل به‌وجودآورنده ضعف‌هاي آموزش درس رياضي باشد.

3ـ كلاس‌هاي خصوصي: يكي از دلايل بي‌توجهي دانش‌آموزان و خانواده‌ها به كلاس و درس رياضي وجود كلاس‌هاي خصوصي است دانش‌آموز مطمئن است كه اگر در كلاس هم متوجه نشود يك بار ديگر تدريس تكرار خواهد شد اما در مدرسه به اندازه كافي خسته مي‌شود و آنطور كه بايد از كلاس راحت و كم ظرفيت خصوصي هم نمي‌تواند استفاده بكند چون تمرينات حاضر و آماده حل شده در اختيارش قرار گرفته و فكر مي‌كند همه را ياد گرفته اما وقتي متوجه مي‌شود چيزي بلد نيست كه كتاب تمام شده و فرصتي براي جبران باقي نمانده است.

4ـ در اختيارنبودن يافته‌هاي علمي رياضي: معلمان ما منابع كافي و به روز در زمينه آموزش رياضي را در اختيار ندارند.

5ـ كمبود تكنولوژي: همه مي‌دانم كه وسايلي هستند كه همواره امر تدريس و يادگيري رياضي را براي بچه‌ها راحت‌تر مي‌كنند هرچند كه اين وسايل توسط بچه‌ها ساخته شود بهتر است مثلاً جدولي كه بچه‌ها خودشان مي‌سازند خيلي مؤثرتر است از جداول آماده و غيره.

6ـ عدم توجه به طرحواره‌ در تدريس و طراحي يك مفهوم درس رياضي يعني براي يك مفهوم از درس رياضي بايد پيش‌نيازهاي ان چه توسط طراحان آموزش و تدوين‌گران كتاب و چه توسط معلم در هنگام تدريس مورد توجه قرار گيرد كودكي مفهوم ضرب را خوب ياد نگرفته بدون شك در تقسيم مشكلات زياد خواهد داشت.


نتيجه‌گيري و جمع‌بندي:

 

گاليله: «طبيعت با زبان رياضي سخن مي‌گويد»

 

اكنون رياضيات بيش از هر زمان ديگر ملموس شده و نقش حياتي يافته است در ربع‌قرن گذشته، رياضيات و روش‌هاي رياضي به جزء لاينفك، فراگير و اساسي علوم و تكنولوژي و اقتصاد تبديل شده است كه در آستانه قرن بيست و يكم ناتواني در درك يا به كارگيري رياضيات نماينگر يك شكاف آموزشي است.

بارها خودمان را عقب افتاده ناميده‌ايم، اما هرگز سعي نكرده‌ايم در جهت رفع اين معضل گامي برداريم چون فكر مي‌كنيم از ما بهترون هستند معلمان از درس نخواندن شاگردان شكايت دارند و دانش‌آموزان به محض گرفتن نمره بد از معلمان و نحوه تدريس آنها شاكي هستند اكثر والدين هم فكر مي‌كنند اين كار از عهده‌ي انها خارج است در آخر هم همه از زير بار مسئوليت در مي‌روند و از برعهده گرفتن قسمتي از خطاها، شانه خالي مي‌كنند.

پس به اين نتيجه‌ مي‌رسيم كه علل ضعف آموزش درس رياضي در دوره ابتدايي مختص به يك گروه خاص نيست يعني مافقط نمي‌توانيم معلمان يا طراحان كتب درسي يا دانش‌آموزان با اولياء را علت ضعف‌هاي موجود در آموزش رياضي بدانيم بلكه هر يك به نوعي در اين معضل سهيم مي‌باشند كه كمترين علت ضعف مربوط به درس رياضي در اين دوره براي دانش‌آموزان مي‌باشد اما به علت نواقص و گاهاً كم‌كاري يك بخش از اين عوامل موجبات مشكلاتي را در راه آموزش درس رياضي بوجود مي‌آورد كه در خيلي موارد نشناختن علت و يا مسئله همه چيز را خوب و كامل تصور كردن باعث مي شود كه اصلاً برروي عوامل ضعف و مشكلات فكري صورت نگيرد و يا حتي مسئله تشخيص داده نشود تا تلاشي براي پاسخ‌ آن صورت گيرد پس در اين مقاله با بيان قسمتي از عوامل ضعف و مشكلات آموزشي درس رياضي بخصوص در استان و عموماً در سطح كشور سعي شده تا همكاران را با ضعف‌ها آشنا نموده و سپس با ارائه راه‌كارهايي از طرف نويسنده مقاله و به تفكر واداشتن همكاران راه‌كارهاي ديگري نيز از طرف همكاران ارائه و جمع‌آوري شده تا حداقل از ضعف‌ها كاسته شود.

انشاءالله


ارائه راه‌كارها و پيشنهادات:

در اين بخش سعي شده براي هر يك از عوامل ضعف آموزش درس رياضي كه بيان شده يك يا چند راه‌كار قابل اجرا و منطقي ارائه گردد.

الف) ارائه پيشنهاداتي در خصوص محتواي برنامه‌ي درس رياضي ابتدايي:

در طراحي كتاب‌هاي رياضي بايد اين موارد بيشتر مورد توجه قرار گيرد.

1ـ دانش‌آموز مرحله به مرحله پيش برود يعني ابتدا دانش‌آموز را درگير مشاهده، حديسه‌سازي، توضيح دادن، ثابت‌كردن، ردكردن و تفسير بكند.

2ـ از بازي‌هاي رياضي كه تنوع و جذابيت اين درس را بيشتر كند استفاده شود (اين قسمت در كتاب‌هاي رياضي دوره‌ي ابتدايي اصلاً مشاهده نمي‌شود).

3ـ حداقل 2 يا 3 شخصيت برجسته ملي رياضي مانند ابوريحان و غيره در هر پايه به دانش‌آموزان معرفي شود.

4ـ براي شناخت اهميت رياضي مثال‌هاي كتاب‌ها را بيشتر ملموس كنند مثلاً در حال حاضر در كشور در معاملات ريال وجود ندارد.

5ـ در تدريس هر مفهوم رياضي قبل از معرفي آن مفهوم بهتر است يك مسأله براي دانش‌آموزان مطرح شود كه كودكان را به تفكر وادارد زيرا يكي از مهمترين اهداف رياضي به فكر واداشتن كودكان و انسان‌ها است.

6ـ حداقل در هر پايه تحصيلي در درس رياضي مانند درس فارسي هم يك يا دو مبحث آزاد كه معلم آن را انتخاب كند گنجانده شود.

7ـ كم‌كردن محتواي كتاب‌هاي رياضي چون واقعاً معلمان با توجه به زماني كه در اختيار دارند مجبورند از روش‌هاي سنتي تدريس جهت اتمام‌كردن درس‌ها استفاده كنند.

8ـ بازبيني مجدد محتواي درس رياضي بخصوص رياضي پايه چهارم ابتدايي كه زنجيروار به هم وصل نشده و تا حدودي پيش‌نيازهاي هر درس در نظرگرفته نشده.

9ـ در آخر كتاب‌ها قسمتي تهيه شود به عنوان اينكه دانش‌آموزان خودشان يك مسئله طرح و جواب آن را به بقيه دانش‌آموزان ارائه دهند كه اين برنامه را اينجانب به عنوان يك تجربه هر ساله اجرا كرده‌ام دانش‌آموزان بعضاً تمرينات بسيار جالب را به كلاس مي‌آورند و همه از انجام آن خوشحال هستند.

ب) راه‌كارهايي كه عوامل ضعف آموزش رياضي براي دانش‌آموزان ارائه شده:

1ـ تشويق دانش‌آموزان در هنگام آموزش درس رياضي جهت بالابردن انگيزه بچه‌ها.

2ـ استفاده از مشاوران در مدارس ابتدايي و شناخت دانش‌آموزاني كه واقعاً در يادگيري رياضي مشكل دارند و ترس از اعداد دارند.

3ـ شناخت مشكلات يادگيري رياضي بچه‌ها (كه ممكن است دانش‌آموزي در قسمت درك روابط فضاي مشكل دارد يا در درك مفاهيم اعداد) كه معلم با انجام برنامه‌هاي فوق‌برنامه سعي مي‌کند اين مشكلات را كم كند.

ج) راه‌كارهايي كه در رابطه عوامل ضعف آموزش رياضي مربوط به روش‌هاي آموزش ارائه شده:

1ـ انتخاب روش تدريس مناسب كه بيشتر دانش‌آموزان را به فكر‌كردن وا دارد.

2ـ وقتي روش تدريس جوابگوي موفقيت ما در كلاس نباشد روش‌ها را تغيير داده و گاهاً چند روش را تركيب كنيم.

3ـ ارائه روش‌ها جديد تدريس به همكاران از طريق مجلات رياضي و يا مجلات اموزش مناطق.

4ـ ارائه كارگاه‌هاي آموزش رياضي و بحث و تبادل نظر در خصوص نحوه ارائه مطالب مختلف قسمت‌هاي درس رياضي در پايه‌هاي مختلف.

5ـ استقبال از روش‌هاي ابتكاري همكاران براي هر مفهوم يا قسمت از درس رياضي در پايه‌هاي مختلف و سعي در نشر آن براي استفاده ديگر همكاران.

6ـ روش فعال بايد در همه كلاس‌هاي رياضي تمرين شود و چون اين روش تدريس از بهترين روش‌هاي ارائه‌ي درس رياضي است كه ارزش آن ديگر مورد اعتراض نيست.

7ـ تحقيقات اموزش شواهد متقاعد كننده‌اي ارايه مي‌كند كه دانش‌آموزان فقط زماني رياضي ياد مي‌گيرند كه سازنده‌ي درك رياضي خودشان باشند در گروه‌ها كار كنند، در بحث‌ها شركت كنند نظراتشان را عرضه كنند و از طرف ديگر عهده‌دار يادگيري خودشان باشند.

7ـ براي آموزش رياضي پيشنهاد مي‌شود كه آزمايشگاه‌هاي رياضي در مدارس داير شود به دلايل ذيل:[10]

7ـ1ـ دانش‌آموزان با فعاليت‌ عملي در آزمايشگاه‌ها در يادگيري خود نقش دارند.

7ـ2ـ براي هر يادگيري يك كاربرد از آن را تجربه مي‌كند.

7ـ3ـ دانش‌آموز وقتي خوب ياد مي‌گيرد كه سودمندي مطالب را احساس كند و اين امر در آزمايشگاه رياضي ميسر است.

7ـ4ـ دانش‌آموز نتايج كاربرد رياضيات را بر محيط اطراف خود درك مي‌كند.

7ـ5ـ درس رياضي را براي بچه‌ها جذاب‌تر خواهد بود.

7ـ6ـ در هر مرحله از آموزش رياضي دانش‌آموزان تشويق به يادگيري مي‌شود بچه‌ها را از بي‌حوصلگي و سردرگمي دور مي‌كند.

7ـ7ـ قدرت استنتاج و به كارگيري دانسته‌هاي رياضي را بتدريج بالا مي‌برد.


د) راه‌كارهايي براي کاهش ضعف آموزش درس رياضي براي معلمان ابتدايي

1ـ معلم هميشه قبل از تدريس يك طرح و برنامه براي ارائه مطالب رياضي به دانش‌آموزان داشته باشد معلم بدون برنامه در كلاس سردرگم است و نمي‌داند كه چگونه شروع به تدريس و چگونه آن را به پايان برساند كه بيشترين بهروزي را در كلاس داشته باشد.

  معلمان موفق معلماني هستند كه همواره با عشق و علاقه وارد كلاس و به دانش‌آموزان عشق مي‌ورزند و صبور هستند و از جواب‌هاي متفاوت و گاهاً اشتباه دانش‌آموزان عصباني نمي‌شوند.

3ـ روش‌هاي نوين تدريس رامطالعه كرده و مسئله و راه‌حل مسئله و در آخر جواب مسئله را در اختيار دانش‌آموزان قرار ندهيد وقت لازم را براي فكركردن به دانش‌آموزان بدهيد تا آنها منفعل نشوند و بلکه در كلاس فعالانه حضور داشته باشند.

4ـ برنامه آموزش براي كودكان با نارسايي‌ها ويژه يادگيري در رياضي بصورت انفرادي براي اينگونه كودكان در نظر بگيرد.

5ـ شركت در جشنواره‌هاي الگوهاي تدريس رياضي و ارائه طرح‌هاي خود در اين جشنواره‌ها و استفاده از تجارب ديگر همكاران.

6ـ شناخت دانش‌آموزان مشكل‌دار در آموزش رياضي و برنامه‌ريزي مناسب براي اين‌گونه دانش‌آموزان.

7ـ تغيير نگرش در نحوه آموزش درس رياضي انعطاف‌پذيري نسبت به قبول روش‌هاي موفق تدريس و انتقاد‌پذير بود.

8ـ شرکت در کنفرانس‌ها و همايش‌هاي درس رياضي و استفاده از کارگاه‌هاي اين همايش‌ها و کنفرانس‌ها.

9ـ استفاده از فعاليت‌هاي مکمل فوق‌برنامه براي جبران کمبودها و کاستي‌هاي محتواي برنامه‌ريزي درس رياضي توسط معلمان.


ارائه چند راه‌كار ديگر در حوزه‌هاي مختلف

1ـ توجه به فضاي آموزشي كلاس معلمان فضاي دوستانه و شاد را براي بچه‌ها بوجود بياورند تا بچه‌ها در زنگ رياضي بدون ترس و دلهره راه‌حل پيشنهادي خود را هرچند كه نادرست باشد ارائه دهند.

2ـ استفاده از كامپيوتر در كلاس‌هاي درس رياضي با توجه به تنوعي كه برنامه‌هاي كامپيوتر دارد بدون شك دانش‌آموزان ابتدايي را در يادگيري مفاهيم رياضي كمك خواهد كرد.

3ـ مجهزكردن مدارس به وسايل كمك آموزش مناسب اما بهتر است در حين كار معلم با دانش‌آموزان وسايل را بسازد و البته بعضي از وسايل لازم و ضروري است كه حتماً در كلاس رياضي موجود باشد.

4ـ توجيه اولياء دانش‌آموزان براي كمك‌كردن به بچه‌ها در حين انجام تمرينات رياضي كه با برنامه‌هاي مدرسه و كلاس هماهنگي بيشتري داشته باشند.

5ـ دانش‌آموزان را به شركت در كلاس‌هاي خصوصي تشويق نكنيد چون دانش‌آموز در هنگام آموزش رياضي در كلاس بي‌توجه خواهد بود چون اميد به يادگيري مطالب را دركلاس ديگر دارد.

6ـ توجه معلمان به پيش‌نياز مطالبي كه مي‌خواهند تدريس كنند يعني مطمئن باشند كه مطلبي را كه مي‌خواهند آموزش دهند دانش‌آموزان پيش‌نيازهاي آن مطلب را به خوبي مي‌دانند يا خير.

7ـ از دادن تكاليف و تمرينات خيلي دشوار به دانش‌آموزان خودداري شود.

8ـ در رياضي ابتدايي بهتر است مسائل را به صورت عيني ارائه دهيم و مسائل ذهني كمتر استفاده شود چون روش‌هاي شهودي دانش‌آموزان را بيشتر به حل مسئله نزديك مي‌كند و از سردرگم‌كردن او جلوگيري مي‌كند.

سخن آخر اينكه: (استيز[11] 1978) مي‌گويد: آموزش رياضي نياز به رويكردهاي جامع و فرانظريه‌هايي دارد كه از يك فلسفه شايسته رياضي تشكيل شده باشد، يك فلسفه شايسته رياضي بايد خود رياضي را به عنوان يك نظام از ديدگاه فعاليت‌هاي همكاري و ارتباط بين انسان‌ها و اشياء رياضي و تعامل اجتماعي ببيند»[12].

 

 

مساله چيست ؟ حل مساله به چه چيزي اطلاق مي شود؟  

موقعيتي راكه انسان با آن مواجه مي شود وراه حل ساخته وپرداخته اي ازپيش براي آن در دست نداردويا به عبارت ديگرنظير آن را قبلا نديده است ،مساله مي ناميم.  حل مساله، يكي از روش هاي آموزش رياضيات است.دررياضيات كنوني كه مادر مدارس تدريس مي كنيم، بيشترين تاكيد ها روي تمرين هاست وهدف هاي ارزشمند رياضيات فراموش مي شود. اكثر نظريه هاي يادگيري وتربيتي كسب مهارت هاي عملي ناشي از تمرين رايكي از پايين ترين مراحل شناخت مي دانند.

دو ديد گاه متفاوت در آموزش رياضيات نسبت به حل مساله وجود دارد :

- رياضي ياد بدهيم تا دانش آموزان بتوانند مساله حل كنند..

2- رياضي را با حل مساله آموزش دهيم.

خوشبختانه در كشور ما نظر دوم پذيرفته شده است كه تاثير آنرا در تاليف كتاب جديد التا ليف رياضي اول مشاهده مي كنيم .دانش آموز از طريق دريافت روابطي كه بين الگو ها برقرار است محتوا ومفاهيم رياضي را مي سازد ، كشف مي كند ومسله حل مي كند.حل مساله قلب رياضيات است واهميت حل مساله را در تكامل وتوسعه ي توانايي هاي كودكان نبايد دست كم گرفت.                                                                  

 حل مساله هنري است همچون شنا كردن، اين ورزش را مي توان ياد گرفت به شرطي كه از الگوي خوبي پيروي كنيم. ما معتقديم همان طور كه ياد گرفتن شنا بدون وارد شدن به آب امكان پذير نيست،ياد گرفتن حل مساله ، بدون ياد گرفتن راهبرد هاي حل مساله دشوار است.

مهمترين بخش درآموزش مهارت حل مساله ، آموزش راهبردهاست.

درواقع آنچه در حل مساله، آموزش دادني است ، آموزش راهبردهاست. راهبرد يعني راه وروشي عمومي كه مي توان آن را در چندين مساله به كار برد. اگر راهبرد را خوب آموزش دهيم، مي توان اميدوار باشيم كه دانش آموزان خوب مساله حل كنند.اما بايد توجه نمود كه هيچ راهبرد بهينه اي براي حل همه ي مسائل وجود ندارد اما برخي از راهبردها بيش از راهبردهاي ديگر مورد استفاده قرار مي گيرند. در پايان به چند راهبرد اشاره مي شود ،هرچند كه تبين راهبردها به گارگاه آموزش رياضي نياز دارد تا خوب تفهيم شود.

1-فن مجسم نمودن مساله به صورت نمايش.

2 استفاده از يك مدل واقعي وملموس

3-كاربردتابلوها ،نمودارها، نقشه هاي هندسي واستفاده از رسم شكل.

4 حدس وتخمين (آزمايش وخطا )حدس زدن تسريع كننده ي رشد است وما دنبال حدس تربيت يافته هستيم.

5 مسائل بدون عدد به كار ببريم                                                                                          

 6   – مسائل بدون نشان به كار ببريم .                                                                                       

 7-   نوشتن يك معادله يا عبارت عددي براي ارايه مسائل  ( نمايش مساله به صورت عبارت رياضي)              

 8- راهبرد روش بارش مغزي                                                                                                     

9-راهبرد مقايسه                                                                                  

  ۱۰- صراحت بخشيدن به مساله ( با استفاده از اعداد ديگر)                                                                 

 11 راهبرد زير مساله                                                                                                    

  12- از مسائلي كه سؤال آن نوشته نشده استفاده كنيم .                                                                   

 13 -  حل مساله رااز چند راه مختلف آموزش دهيد .                                                                      

  14  -  تصويري بكشيد  واز بچه ها بخواهيد براي آن يك مساله بسازند.                                             

 15-  دنبال كردن يك الگو                                                                                                        

 16- رسم جدول                                                                                                               

  17-حل كردن مساله اي كه از مساله ي اصلي ساده تر يا با آن هم ارز باشد.                                                                            

 چند توصيه به آموزگاران دوره ي ابتدايي

1- حل مساله يكي از روش هاي آموزش رياضيات است  ولي اين موضوع صرفا به اين معني نيست كه بايد مجموعه اي از مهارت ها وراهبردها را مستقيما به كودكان انتقال داد.

2-راهبرد هاي حل مساله را مي توان صراحتا  آموزش داد. وقتي اين راهبردها وجود دارند نه تنهامورد استفاده قرار مي گيرند  بلكه دانش آموزان از اين طريق غالبا به راه حل هاي بيشتري دست مي يابند.

3- هيچ راهبرد بهينه اي براي حل همه ي مسائل وجود ندارد اما در فرايند حل مسائلي كه سطوح متفاوتي دارند بايد راهبردهاي متعددي نيز به كار گرفته شود.

4- آموزش راهبردهاي گوناگون كودكان را براي رويايي با مسائل ويافتن دستورالعمل هايي كه در مسائل متفاوت با آنها روبه رو مي شوند ياري خواهد داد.                                                                              

 5 دانش آموزان بايد با مسائلي  روبه رو شوند كه راه حل آنها روشن نيست ، آنان بايد به آزمودن بسياري از راههاي مختلف حل مساله تشويق شوند.                                                                                           

6-   پيشرفت كودكان در حل مساله ، به ميزان رشد آنها بستگي دارد بنابراين آنان به مسائلي كه در سطوح متفاوتي ازدشواري قرار دارند، نيازمندند                                                                                            

 7  -  حل مساله بايد به برنامه تحصيلات رياضي كشور نفوذ كند ، ما بايد از موقعيت هاي مساله اي به عنوان زنجيره هاي پيوسته در آموزش وبراي معرفي مباحث جديد استفاده كنيم. ونيز از اين موقعيت ها ، به عنوان نقاط اوج آموزش، براي تعين  اين كه آ يا كودكان مي توانند آنچه را كه ياد گرفته اند در حل مسائل به كار برنديا خير سود ببريم.

8-براي تدريس مؤثر حل مساله، بايد زمان كافي براي پرداختن به مساله،برنامه هاي كمكي، منابع مورد نياز، نقش تكنولو‍‍‍ژي وچگونگي اداره ي كلاس درس را در نظر بگيريم.

موسيقي مي تواند، روح را برانگيزد ياآرام سازد.

نقاشي مي تواند چشم نواز باشد.

شعر مي تواند عواطف واحساسات را تحريك كند .                                                        

 منطق ميتواند روش درست انديشيدن رابه ما بياموزد.

مهندسي مي تواند ، زندگي مادي مارابهبود بخشد.                                                             

 اما رياضيات همه ي اين ارزش ها را عرضه مي دارد، سرور وسرآمد همه ي دانشهاي اكتسابي بشر رياضياتست وقلب رياضيات   (حل مساله ) مي باشد.

 

آموزگار پایه سوم خانم مهدوی

صر فه چو یی

بااجازه مافوقترين نيروي قدرت و عظمت

سخن گفتن

به  روشن   بيني   و    فكر   توانا

به  تدبير   و   خرد  با  چشم   بينا

ز  خاموشي    خصالي   به  نباشد

كند  صحبت  به  موقع   مرد   دانا

نمي گويم  دهان   مگشا  به گفتار

نكو گو وقت حاجت  هست  رعنا

كه  باشد  هر   مقامي   را   كلامي

چو  ناطق  را  روش  باشد به اسنا

به   هنگام   سخن   لغزش  نشايد

كه  خاطر   را  ملال  آرد  در  اثنا

وقار و  صبر  و  گفتن   با   متانت

كمال   عقل   انساني   است   مانا

                                                               طريق حشمت است اين درس تنزيل

                                                                 چنين  آمد  بيان  بر   پير   و   برنا

وسيله سخنگوئي

خداوند متعال وسائلي به انسان عطا فرموده تا احساسات درون خود را به ديگران بيان دارد. اين وسيله دهان و زبان است كه از راه حس گويائي و دستگاه مخصوصي كه در مغز و كالبد انسان قرار داده شده به وسيلة هوائي كه از حنجره عبور مي كند و به وسيله حركات لازم در زبان و در لبها و دهان اصوات بيرون مي آيد و آن را سخن گفتن مي نامند.

صرفه جوئي

با رعايت كردن امساك در كلام كه بيان خواهد گرديد انرژي و نيروي مغز و حافظه كه صرف سخن گفتن مي گردد صرفه جوئي مي شود زيرا بيهوده مصرف نشده و زائد نگفته. آيا اين امر براي بشر بهترين درس نيست؟ آيا هيچ ديده شده كه آدم عاقلي اتومبيل نويي را بنزين و روغن كند و بيهوده از اين طرف به آن طرف بدون هيچ مقصد و هدفي آن را راه ببرد و نيرويش را مصرف نمايد و ماشين را مستهلك كند؟ كمتر كسي هست كه چنين عملي انجام دهد زيرا ضرر مادي آن را بالعيان مي بيند اما بسيارند اشخاصي كه انرژي مغز و كالبد خود را كه از راه زبان مصرف مي شود بيهوده به كار انداخته ساعتها كلام بيهوده و بي فايده و بي نتيجه و بي مقصد مي گويند. آيا انرژي عزيز و با ارزش و قدرتمند مغز و كالبد از يك ماشين و چند ليتر بنزين كمتر ارزش دارد؟

كم سخن گفتن علامت رشد است

اين نكته را بايد بدانيد كه بشر هنگامي به پايگاه رشد مي رسد كه در سخن گفتن صرفه جو و در رفتار بردبار و صبور باشد، كم بگويد و بسيار بردباري كند. براي مردمان عاقل و فهيم بسيار سخن گفتن صلاح نيست و بايستي بيشتر شنيد. هنگامي كه كسي با شما سخن مي گويد مطلب او را به دقت بشنويد و بسنجيد. آنگاه به طور مختصر و مفيد جواب گوئيد زيرا در بسيار سخن گفتن ممكن است اشتباهي رخ دهد و ماية گمراهي و آزار طرف گردد.

زبان را به لقلقة بيهوده عادت ندهيد

آري زبان و دستگاه سخنگويي براي آن اعطا شده كه آنرا براي منظوري درست، هدفي صحيح و بجا بكار اندازند اما بيشتر مردم را عادت بر اين امر ناپسند بلكه زيان بخش جاري شده كه سخن خود را در راههاي نامناسب، غير لازم، هزل، بيهوده و نابجا بكاراندازند. نه تنها سودي از اين عمل آنها متصور نيست بلكه زيان آن مسلم است و كوچكترين زيان آن مصرف انرژي و قدرت بدني در راه هرز و بيهوده است. مثل آبي است كه آن را هرز در بيابان رها كنند و هدر بدهند و مثل پولي است كه در طريق باطل و غير لازم مصرف گردد در حالي كه انرژي بدني هم از پول و هم از آن آب مهمتر است. زيرا هر چيز خوب در عالم هست توسط انرژي بدني بشر قابل حصول است. هم پول و هم آب بوسيلة كوشش انسان پيدا و قابل استفاده مي شود.

سخن بيهوده نابجا است

پس روشن گرديد كه بيهوده سخن گفتن بسيار نابجا است و اگر انسان بخواهد اين روش را اختيار كند خاموشي از آن خيلي بهتر است و در اين مورد بايد گفت كه بهتر از خاموشي صفتي وجود ندارد. مرد دانا آن است كه خاموشي اختيار كند و به موقع براي كار لازم سخن بگويد نه اينكه انرژي بدني خود را در صحبت به طور هرز در بيابان محيط بفرستد.

روش سخن گفتن

البته مقصود آن نيست كه كسي صحبت نكند بلكه فقط بايد صحبتي كرد كه نكو و پاكيزه باشد و سخني نيكو شمرده مي شود كه به موقع باشد يعني به آن حاجت افتد. مرد روشن بين و عاقل و يك فرد كه با اخلاق وحدت مجهز است، روشن بين است يعني مي داند كه مقام كلام كجا است و هر سخن را چه مقامي است و چه موقع بايد سخن گفت و چه موقع بايد خاموشي گزيد. او مي داند كه هر وقتي اقتضاي چه سخني دارد. روشن بيني، ناطق را در مورد نحوة كلام يا سكوت رهبري مي كند و بهترين بيان را براي بهترين موقع بر مي گزيند.

سنجش كلام با تفكر

او كلام خود را با فكر توانا مي سنجد و قبل از اين كه بر لب آورد، درست دربارة آن فكر مي كند و آن را سبك و سنگين مي سازد و كليه روشهاي تدبير و خرد را در بارة آن اجرا مي كند و وقتي كلام را بر زبان جاري مي سازد كه از كلية‌ بوته هاي آزمايش عقل و تدبير بيرون آمده باشد. آنگاه با بصيرت سخن مي گويد يعني خوب مي نگرد كه اين كلام مثل تيري كه به هدف معيني زده شود براي چه هدفي در نظر گرفته شده. او تير را به طور هرز با چشم بسته و كوركورانه رها نمي سازد بلكه براي آن هدف در نظر مي گيرد.

دقت در سخن

اين نكته را بايد هميشه به خاطر بسپريد، مبادا صحبتي كنيد كه از آن گزند روحي يا جسمي به كسي وارد شود. در حقيقت روزه و امساك در كلام بهمين مقصود است. هر كس صحبت زائد بيشتر كند بيشتر در معرض لطمه خوردن از اين راه است. چون اشخاص بي شكيب و بي رويه در جامعه هستند و سخن دهان به دهان منتقل مي شود بسياري از سخنها كه بدون قصد از دهان خارج مي شود و ظاهراً به نظر گوينده فايده يا ضرري ندارد در اثر دهان به دهان گشتن ايجاد ضرر مي كند و جلو خيرها را سد مي نمايد.

مثلاً شما براي كسي كاري انجام داده ايد و از كمك چند نفر در اين راه استفاده كرده ايد. چه لزومي دارد اين مطلب را به اين و آن بگوئيد. ممكن است آنهائي كه از روي نيت خير با شما كمك كرده اند از شايع شدن اين مطلب ضرر ببينند و يا اشخاص در اثر اين شهرت به ايشان هجوم كنند و نتوانند تقاضايشان را برآورند و باعث خجلت و ناراحتي و زيان آنها گردد. آن وقت شما در مقابل عمل خيري كه آنها در حقتان كرده اند پاداش نامناسب داده ايد. آيا درست است؟

خودداري از لغزش

از ديگر قواعد كلام خودداري از لغزش است و اين كار با توجه و دقت و تفكر و تمرين هاي شايسته انجام مي شود و هر كسي بايد در سخن گفتن تمرين كند و بر اجتماعات صحيح و مكاتب تربيتي است كه اشخاص را در سخن گفتن عادت دهند و به تمرين و ورزش وادارند. لغزش در كلام باعث ملال خاطر و تخفيف و كوچك كردن گوينده خواهد شد.

متانت و صبر

در هنگام سخن گفتن اتخاذ وقار و متانت كامل و صبر و خودداري از عجله و شتاب نشانه كمال عقل و خرد سخنگو است. اين است موجزي از آداب بيان و سخن گفتن كه طي شعر و نثر براي آموزش پير و برنا و مرد و زن بيان داشتم و اين است روشي از وحدت براي آموزش فن كلام و سخنگويي اميد است مورد استفاده همگان قرار گيرد.

خانم صفری پا یه ششم ۱

بهتر ین زمان برای مطا لعه

هر کس بنا بر تجربه يا تحقيق خود زمان يا زمانهاي خاصي را براي مطالعه پيشنهاد مي کند. به راستي بهترين زمان براي مطالعه چه موقعي است؟ چه زماني حافظه توانايي بيشتري براي به خاطر سپاري مطالب دارد؟ در چه هنگامي از شبانه روز، مغز کارايي بالاتري دارد؟ و خلاصه اينکه در چه زماني بايد درس خواند تا بتوان حد اکثر استفاده را از درس و يادگيري برد؟ 
پاسخ به اين پرسشها متفاوت است. عده اي معتقدند شب و خصوصا آخر شب، زماني مناسب براي مطالعه و يادگيري است و برعکس، عده اي ديگر عقيده دارند که مناسب ترين زمان براي يادگيري اوايل صبح است.
گروهي که معتقدند مطالعه آخر شب مناسب تر است، ميگويند چون خواننده بعد از مطالعه مي خوابد ذهن فرصت کافي براي پردازش اطلاعات دارد و مطالب خوانده شده بهتر در حافظه تثبيت مي گردد. لذا مطالب براي مدت طولاني تري در حافظه باقي مي ماند. در واقع اين گروه معتقدند از آنجا که در هنگام خواب مطلب يا اطلاعات جديد ديگري وارد حافظه نمي شود لذا فرصت کافي براي پردازش اطلاعات وارده است. 
آنان معتقدند با اين روش مطالب خوانده شده بهتر به خاطر سپرده مي شوند و کمتر فراموش مي گردند، زيرا خواب فرصتي بسيار مناسب براي ماندگاري آنها در حافظه است. 
گروهي که مطالعه در صبح زود را پيشنهاد مي کنند عقيده دارند که يادگيري نياز به مغز آماده وسر حال و بدون خستگي دارد . اين عده معتقدند با مغز خسته نمي توان چيزي را به درستي آموخت. در واقع اصل را بر آمادگي مغز مي دانند. اينان بر اين عقيده هستند که چون در شب مغز استراحت کرده و شخص خستگي ذهني ندارد لذا هنگام صبح آمادگي بيشتري براي يادگيري دارد و آنچه در صبح خوانده شود بهتر در حافظه باقي مي ماند، به همين دليل مطالعه در اوايل صبح را پيشنهاد مي کنند.

زمان دقيق مطالعه 
واقعيت اين است که هيچ زماني به طور دقيق و انحصاري براي مطالعه وجود ندارد ؛ يعني دقيقا نمي توان مشخص کرد که در چه هنگامي بايد مطالعه و در چه موقعي از آن پرهيز کرد بلکه هر وقت احساس کرديد که مي توانيد مطالعه کنيد درس خواندن را شروع کنيد. 
زمان مطالعه بستگي به خود شما دارد که چه موقعي از نظر جسمي و رواني آمادگي لازم را داريد. اگر نسبت به زمانهاي خاص براي مطالعه شرطي شده ايد آن اوقات بهترين زمان مطالعه است .
فرضا اگر هميشه عادت داريد صبح ها در مکان مشخص مطالعه کنيد آن زمان و آن مکان براي شما بسيار مناسب است زيرا نسبت به زمان و مکان مطالعه شرطي شده ايد تا آمادگي بيشتري براي تمرکز و يادگيري داريد.
به ياد داشته باشيد که بلافاصله پس از غذا خوردن( خصوصا ناهار يا شام) مطالعه نکنيد؛ زيرا با پر بودن معده خون به طرف آن هجوم آورده تا غذا هر چه سريعتر هضم گردد و در نتيجه خون کمتري به مغز مي رسد و احساس خواب آلودگي به فرد دست داده و سطح هوشياري مغز کاهش مي يابد . بنابراين پس از صرف غذا کمي استراحت کرده و بعد مطالعه را شروع کنيد.

شگفتي هاي زمان در حيات انسان 
« اکثر انسانها از نيمه شب تا شش صبح به دنيا مي آيند و بين 4 تا 10 صبح بدرود حيات مي گويند.»
و اما توصيه اي براي کساني که شديدا غير فعال هستند.برنامه روزانه خود را تجديد سازمان کنيد کارهاي مشکل و فعاليت هاي خلاقه را صبح هنگامي که کاملا هوشيار هستيد انجام دهيد و برنامه خود را طوري ترتيب دهيد که فعاليت هاي تحريک کننده و همکشي در طول ساعت اوليه بعدازظهر صورت بپذيرد در زير روشهايي را عنوان مي کنيم که طي آنها مي توانيد با ساعت دروني تان سازگار تر و موافق تر زندگي کنيد. 
9 صبح: حافظه کوتاه مدت انسان در نيمه هاي شب در اوج قدرت خود قرار دارد زيرا دماي بدن به پايين ترين مقدار خود مي رسد و مغز در اين حالت به نحو کار آيندي قادر به ذخيره اطلاعات مي باشد . اما خوشبختانه حافظه کوتاه مدت شما در ساعت 9 صبح نيز هنوز خوب کار مي کند. احتمالا اين درست همان زماني است که شما شروع به کار مي کنيد و اگر چنين است زمان مناسبي است براي ملاقات هاي کوتاه ولي نه ديدار هاي طولاني؛ زيرا زمان حافظه کوتاه مدت است. 
11 صبح: حل مسائل بين اواسط صبح و اواخر آن از هر زمان ديگري سهل تر انجام مي پذيرد پس از آن به علت افزايش خستگي اين توانايي سير نزولي خود را طي مي کند . بهترين وقت براي تصميم گيري دشوار، حول و حوش قبل از نهار است. 
2تا 5 بعد ازظهر: حساسيت نسبت به درد در واپسين ساعات بعد از ظهر به حداقل خود رسيده و بالعکس در نيمه هاي شب به اوج خود مي رسد، بنابراين بهتر است از دندانپزشک خود خود براي بعد از ظهر وقت بگيريد و از جلسات معالجاتي در ابتداي صبح پرهيز کنيد. با آغاز عصر، حساسيت نسبت به درد افزايش مي يابد، بنابراين اگر بايستي با دوچرخه خود به زمين بيفتيد يا تزريقي داشته باشيد آن را حدود ساعت 8 شب انجام دهيد. 
3 بعد از ظهر: حافظه بلند مدت آن نوع حافظه اي است که در موقع به خاطر آوردن وقايع ديروز يا ماه هاي گذشته از آن استفاده مي کنيم و در حدود 3 بعد از ظهر بيش از هر زماني با کارآيي عمل مي کند. اگر بايستي مطلب مهمي را به خاطر بسپاريد اين ساعت وقت آن است. 
4تا 8 بعد از ظهر: سرعت واکنش در ابتداي روز، نسبت به هر وقت ديگري کمتر است. ليکن تدريجا بهبود يافته و بين واپسين ساعات بعد از ظهر و اواسط عصر به بالاترين مقدار خود مي رسد . اين بهترين موقع براي تايپ کردن يا بازي تنيس است. 

 

خانم صفری پا یه ششم  سخاوت ۱


ضمن عرض خسته نباشید و با تقدیر و تشکر خدمت سرکار خانم ها خزاعی ، اخوان و صفری که با زحمات بی دریغ خود در جهت برگزاری مجالس سوگواری سالار شهیدان همواره بانی خدمات ارزنده به جامعه ی دانش آموزی بوده اند ، آرزوی سلامتی و توفیق روز افزون را برای شما از خداوند متعال خواستاریم. 

خانم مهدوي

جلسه دوم گروه های آموزشی پایه دوم و سوم مورخ 30/8/91

قبل از هر چیز عوامل موثر در یاد گیری مورد بحث قرار گرفت

این عوامل عبارتند از :

1- اثرات سوء تغذیه در یادگیری و حافظه

دوران جنینی و سال اول تولد کودک از مهمترین مراحل رشد و نمو او محسوب می شود. تغذیه ی مادر در دوران بارداری و تأمین پروتئین در رشد و تکامل جنین و همچنین تا قبل از سن مدرسه کودک را دارا می باشد و عوارضی که این سوء تغذیه این دوران طفل دچار       می شوند در این سنین مدرسه غیر قابل جبران است.

عوامل سوء تغذیه مواردی شامل کمبود ید و آهن که موجب کم خونی می گردد ، کمی جذب پروتین و انرژی ، کمبود ویتامین هایی مثل( A - B - C ) که هم در بزرگسالان و افراد مسن تأثیر گذار می باشد و هم در کودکان ولی در کودکان به دلیل افزایش و نیاز مبرم به این مواد باید بیشتر مورد توجه قرار گیرند.

اصولاً در سنین بلوغ نیاز به این مواد مغزی در دختران و پسران اختلافاتی وجود دارد البته در دختران نیاز به ید و آهن زیادتر است.

مواردی که می توان به فقر آهن در مدارس و محیط خانه به آن مشکوک شد شامل : عدم علاقه ، خستگی مزمن ، بی حسی ، کاهش قدرت یادگیری ، عدم تمایل به فعالیتهای ورزشی می باشد.

2- تأثیر صبحانه بر یادگیری که عدم مصرف آن باعث گرسنگی کودکان شده و قدرت یادگیری را کاهش داده و باعث عدم تمرکز می شود.

در صبحانه از گروه نان و غلات و گروه شیر و لبنیات و خرما تأکید شده. استفاده از کشمش و انجیر خشک جهت تأمین گلوکز و قند مورد نیاز مغز و کسب انرژی مفید می باشد.


خانم مهدوي

بسمه تعالی

اختلال خواندن قابل درمان است

متأسفانه به بیشتر دانش آموزانی که دارای اختلال خواندن هستند برچسب کم استعداد       یا .......... زده می شود در حالی که این گونه دانش آموزان به علت مشکلی که در خواندن دارند نمی توانند کتابهای درسی علوم ، ریاضی و امثال آنها را بخوانند و بنابراین در این درسها با مشکل رو به رو می شوند . مطالعات نشان داده که اختلالات قابل درمان است و باید ریشه یابی شود در اینجا نام چند نفر از افراد مشهور و بسیار موفق که دارای اختلال یادگیری بوده اند معرفی می شوند.

1- آلبرت انیشتین نابغه ریاضی تا 3 سالگی صحبت نمی کرد و تا 7 سالگی برای بیان هر جمله حتی جملات پیش پا افتاده ابتدا باید درباره ی جمله فکر می کرد و سپس آرام آرام جمله را با خود تکرار می کرد و انجام تکالیف مدرسه به استثنای حساب برای او دشوار بود و توانایی یادگیری هیچکدام از درسها را نداشت و یکی از معلمان او گفته بود او به درد هیچ کاری نمی خورد!

2- آگوست رودین مجسمه ساز بزرگ فرانسوی به عنوان بدترین دانش آموز مدرسه اش شناخته شده بود و حتی پدر و مادرش تردید داشتند که او قادر باشد به کاری ساده مشغول شود و در آینده بتواند زندگی مستقلی را اداره کند.

3- هانس کریستین اندرسون نویسنده ی معروف توماس ادیسون راکفلر معاون رئیس جمهور آمریکا - از جمله افرادی بودن که با سعی و تلاش والدین و خود توانستند بر این مشکل خود فائق آیند.

ما امیدواریم با راهکارهایی که ارائه می دهیم بتوانیم قدمی ناچیز در پیشرفت فرزندانمان برداریم پس از شما می خواهیم همقدم ما باشید.


خانم مهدوي

تقدير و تشكر

بسمه تعالی

مادرم ، پدرم ، آموزگارم   

کاش ...............

کاش برای آموختن به من به راهنمایی شفاهی و آموزش کلاسی بسنده نمی کردی من نیازمند رهبری علمی توأم. کاش مرا آزاد می گذاشتی. از کندی حرکاتم ناشکیبا نمی شدی و به خاطر عملکرد ناشایسته ام فرصت تجربه و یادگیری را از من سلب نمی کردی. کاش مرا سرزنش نمی کردی که من به علت عدم توانایی مستحق ملامت نیستم و کاش زندگی من قلبی بود که آهنگ پر طپش و پر مهرش را به عنوان هدیه ای نا قابل در آستانه ی باورت نثار می کردم تا اطمینان کنی که خواهم آموخت. کاش به من فرصت می دادی تا کارهایم را خودم انجام دهم. آهنگ کند رفتاریم را پذیرا بودی و به تعجیل وا دارم نمی کردی کاش صبورانه می گذاشتی میزان سرعتم را خود تعیین کنم تا بدانی که در پناه صبر تو بر آن خواهم افزود.

خانم مهدوي

ایام سوگواری

باز این چه شورش است که در خلق عالم است       باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

ایام سوگواری سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین و یاران باوفایش را تسلیت و تعزیت عرض می کنیم.


خانم مهدوي

الگوی تفکر استقرایی

الگوی تفکر استقرایی

ابداع کننده و مبتکر این طرح هیلدا تابا می باشد.

استقرا به معنای کنار هم چیدن اجزا  برای خلق یک کل است .استقرا یعنی از جزئیات به کل رسیدن .

ادامه نوشته